ای کاش معلم سر کلاس ما نمی آمد. ای کاش از اول معلم نداشتیم. اگر معلم نداشتیم جامعه ما نقش آن را بازی می کرد .آن وقت دیگر انشا نمی نوشتیم و دیگر کسی نبود بگوید علم بهتر است یا ثروت.چون درک می کردیم که کدام یک بهتر است.از رنج به گنج می رسیدیم و می دانستیم که جامعه ما چه کم و کاستی دارد.الان که ما دانش آموزان دیروز بودیم می بینیم که جامعه ما تنها کاستی که دارد معلم است.
اگر قیچی اصلاح و پرورش معلم کمی برنده تر بود.اگر قیچی معلم را حکومت ها کند نمی کردند الان جامعه ما دچار کندی و بحران نمی شد.پس ای کاش سر کلاس ما معلم نبود. قیچی باغبانی معلم های دیروز به جای اصلاح و پروش شاخ و برگ ضاید ، سراغ قطع ریشه را پی می گرفت. قیچی از آنِ نظام بود . معلم هایمان در نقش باغبان بی اصالت .مفهوم انسانیت را یاد نداده اند.اگر امروز معلمی به دریافت حقوق خود اعتراض می کند باطل است.چون مدیران امروز همان شاگردان دیروز آنها است.معلمان دیروز ریشه جامعه را خشکانده اند و باید در دادگاهها محاکمه شوند.بحران امروز را معلمان به وجود آوردند.اگر مقام معلم مقدس است تنها به خاطر مسئولیت سنگین خویش است.معلمان دیروز جامعه ما از پست ترین جایگاه هم برخوردار نیست جامعه ای که ساخته اند را با بحران انسانی روبرو کرده اند و نسلهای بعدی را نیز به مخاطره انداختند.سیاست کثیف حکومت ها را در کلاسهای درس اجرا کردند،به جای زندگی و تعامل ،زندمانی و مجادله را در اولویت درس قرار دادند.نتیجه کلاسهای درس دیروز را امروز در جامعه ایران مشاهده می کنیم و دانش آموزانی که معلم آنها وجدان و جامعه ی واقعی دیروز بود، سر از زندانهای امروز در اورده اند.معلم واقعی مشکلات جامعه را نادیده نمی گیرد و آسان از کنارش رد نمی شود.فردا دیر است اگر معلم واقعی برای ملتمان نباشیم.