عباس جوادی همیشه ترجیح داده است که د رکنار قدرتمندان و در برابر مطالبات مردمی بیایستد. کوس رسوایی او باید خیلی زودتر از اینها نواخته میشد، ولی بدلیل پست و جایگاه مهم ایشان در برخی رسانهها، خبرنگاران و روزنامهنگاران محافظهکار، منفعتطلب و مصلحتاندیش نخواستند با وی درافتند و نقاب از چهره او بردارند. خوشبختانه همه جا ایران نیست و روزنامهنگاران تاجیک این سکوت را شکستند. سایت اورآسیا نت مصاحبهای با خبرنگاران و نویسندگان رادیو آزادی تاجیکستان انجام داده است. همه مصاحبه شوندگان اظهار کردهاند که عباس جوادی تاکید میکرد «باید تصویری مثبت و خوشآیند از حکومت تاجیکستان در رسانهها ارائه شود و مانع از نشر اخباری میشد که د رنقد دیکتاتوری حاکم بر آن کشور و در حمایت از گروههای فعال حقوق بشری و ژونالیست ها و ... نوشته میشد».
این اظهارات شایسته تحسین است. آن هم در شرایطی که روزنامهنگاران ایرانی حاضر نیستند چیزهایی از پشت صحنه فعالیتهای عباس جوادی بگویند. "البته" مثالهای زیادی در همین روی صحنه وجود دارد که نشانگر همراهی جوادی با سرکوبگران است. برای مثال بعد از اعتراضات مردمی ترکها بر علیه برنامه توهینآمیز فتیله، جوادی در تاریخ ۲۰۱۵/۱۱/۱۱ مهمان برنامه صفحه دو بی بی سی فارسی بود. او در آن برنامه تماما در کنار حاکمیت قرار گرفت و از نیروهای امنیتی و مدیریتی ایران با ضمیر «ما» یاد کرده و گفت «ماباید مراقب باشیم» و «ما باید پیشگیری کنیم که این قبیل اتفاقات نیفتد». ما ما ما کردنهای جوادی به اندازهای زننده بود که مخاطب احساس میکرد او یا سخنگوی صداوسیمای رسمی ایران یا رئیس شورای تامین امنیت استانهای شمالغرب کشور است. یا اینکه میخواهد به گردانندگان بی بی سی فارسی بفهماند که نباید این گونه اخبار را منتشر کنید. همان کاری که روزنامهنگاران تاجیک میگویند با رسانههای آنجا کرده است.
او در آن برنامه همصدا با سرکوبگران و با ادبیات مخصوص آنها معترضان را با عباراتی مانند «غائله درست کردن اجتماعی، بیرون ریختن، آشوب به پا کردن، حمله کردن به این و آن و در و پیکر و ماشین و پلیس و غیره» توبیخ کرد و فقط عبارت «خس و خاشاک» را فراموش کرد. جوادی در آن برنامه خطاب به فعالان مدنی آذربایجان گفت که «مردم را به هر صورت نباید جوش بیارند اینها». او فعالیتهای آگاهی بخش و مطالبهگرانه فعالان ترک را جوش آوردن مردم تلقی کرد که در ادبیات حاکمیتی همان اتهام تشویش و تحریک اذهان عمومی است. حیف که او نمیتوانست مانند گزارشگران تلویزیون رسمی ایران به کوچه و بازار رفته و گزارشی از شیشههای شکسته تهیه کرده و از مردم بخواهد که معترضان را محکوم کنند. او همچنین ناراحت بود که چرا محدودیتهایی برای فعالان آذربایجان ایجاد نمیشود و آنها میتوانند در جامعه و کوچه و دانشگاه حضور داشته باشند.
کارنامه فعالیتی عباس جوادی مثالهای این چنینی زیاد دارد و سکوت سایر نویسندگان در قبال چنین ادبیاتهای حکومت پسندی باعث جریتر و دریدهتر شدن آنها میشود. شاید این اقدام روزنامهنگاران تاجیک باعث شود که عمر یکهتازی برخیها به سر آید.