به جز واقعۀ ذکر شده در بخش قبلی، عبید ابن شرویه یک بار دیگر از آذربایجان سخن به میان می آورد. عبید از حملۀ تبع الرّائدبن تبع الاقران-بن شمر یرعش ـ که او را تبع اکبر یا رائد خوانده اند و از امرای یمن بوده ـ به آذربایجان سخن گفته است:
« معاویه گفت: یا عبید سخنت را دنبال کن. گفت: تبع الرّائد ... جنگ را به تأخیر افکند، پس ترکان و خزران پیمان شکنی کردند. چون این خبر به گوش وی رسید؛ به سوی آنها کس فرستاد و آنها سرکشی کردند و دیگر پیشکش و تحفه برای او نفرستادند و فرستادگان و پیام گزاران او را کشتند. او از راه کوهستان طی، از همان سمت که رایش به سوی آنها رفته بود، راه افتاد، تا از انبار سردرآورد، پس به پای خود سوی آنها رفت. در حدود آذربایجان و موصل به آنها که گرد آمده بودند، برخورد. آنان هنگامی که درفش های او را دیدند، دل بر جنگ نهادند. جنگ تا چند روز ادامه یافت و سرانجام رائد ترکان را شکست داد و لشکریان را کشت و کودکان را اسیر گرفت و آنگاه به ویران کردن شهرهای آنان پرداخت و پس از نابود کردن و خوار ساختن آنها به کشور بازگشت. معاویه گفت: ترک و آذربایجان کدام است؟ عبید گفت: یا امیرالمؤمنین، این دو سرزمین آنان است. معاویه گفت: ای عبید از کجا این را دانستی، حال آنکه آنها در آن جا جنگ می کردند؟ عبید گفت: این موضوع برای من حائز اهمیّت بود. لذا یکی از عجمان که به سوی ما آمده بود، از این حال پرسیدم، همچنین در آن حدود به غزو رفتم و جنگ کردم. » (آذربايجان در سير تاريخ، رحیم رئیس¬نیا، صص ۹۰۳ ـ ۹۰۲)
آنچه از کتاب التیجان و دیگر منابع در ارتباط با حضور و سکونت ترکان در موصل در شمال عراق امروزی و آذربایجان سخن رفته؛ نشان می دهد که ترکان در سال های آغازین قرن ششم میلادی و حدود یک قرن پیش از بعثت پیامبر اکرم (ص)، ساکنین اصلی و اکثریّت این مناطق به-حساب می آمده اند. یقیناً حضور، سکونت و به اکثریّت رسیدن آنها در موصل و آذربایجان نیز چیزی نیست که در مدّت کوتاه صورت گیرد، لذا آنها از قرن ها پیش از آن، به طوری که از نوشته ها و اسناد مورّخین پیداست، از قبل از میلاد، حضوری نیرومند در آذربایجان داشته اند.