مشاجرهی لفظی جناب سید هادی بهادری نماینده مردم غیور اورمیه و جناب محمد مهدی شهریاری استاندار آذربایجانغربی...
مشاجرهی لفظی جناب سید هادی بهادری نماینده مردم غیور اورمیه و جناب محمد مهدی شهریاری استاندار آذربایجانغربی را از زوایای متعدد میتوان نقد و بررسی نمود.
با عنایت بر نوع رفتار در عمل و سخنوری جناب بهادری براحتی میتوان استنباط نمود که ایشان از هوش و ذکاوت سیاسی خاصی برخوردار هستند. اگر ایشان جملهای دال بر "مهمان بودن" و مهمان خواندن استاندار بر زبان میآورد؛ کژ راهه نرفته است. با تحلیل عملکرد استاندار هم از بعد سیاسی و هم از بعد عمرانی، اتمام کار ایشان در ایام پیش رو و با پایان کار دولت بی تدبیر جناب روحانی (حداقل در انتصاب استاندار در آذربایجانغربی) دور از ذهن نیست. امری که در نزد خود شهریاری نیز مقبول است. در تقابل با مهمان خوانده شدنش، چارهای جز توسل بر اقتدارگرایی سیاسی نیافته از منظر قدرت، واکنش و وجههی درونی خود را نمایان میکند و خود را "حاکم" قلمداد میکند. سیاستهای قومگرایانهی جناب شهریاری در انتصابات پرسنل و مشاورینش در سالیان اخیر هم نتوانست "مهمان نبودن" در این شهر را ثبوت نماید. شهری که قلب تپندهی آذربایجان است و مردمانش مهمانپرورانی غیور! حقیقتی که شهریاری بواسطهی "حاکم" بودنش!!! سعی در ابطالش دارد.
انتصاب چنین انسانهایی که از منظر رواشناسی دارای اختلالاتی هستند نیز در جای خود قابل تامل است.
فردی که به وضوح از بیماری "خودشیفتگی" رنج میبرد.
همین ارادهی معطوف به قدرت و نارسیسم گونه در کنشهای شهریاری حداقل در ماهیان اخیر نیز به عینه مشهود بوده است. بواسطهی برخورداری از پشتوانهی اقتدار دولتی، اصحاب رسانه را دادگاهی نمودن از رفتارهای نوبرانهی شهریاری میباشد.
خود را "حاکم" خطاب نمودن شهریاری ثمرهی از خود بیخود شدن ایشان بهنگام تکیه بر صندلی "خدمت" است. باتلاقی که "بارزانی" ها را در خود فرو برد و خون بهای سنگینی را بر اقوامش تحمیل نمود.
اما عکس العمل امروزی حاکمیت جمهوری اسلامی در مواجهه با مستخدمینش که روحیهی "حاکم" بودن دارند، برای اثبات اقتدارش بسیار حایز اهمیّت میباشد. در چهارچوب حاکمیتی، حاکمی دگر مدعی باشد و سر برون آورد برای اقتدار سیاسی هر حاکمیتی خطرناک و مضر است.