پروفسور محمدتقی زهتابی (کیریشچی) در ۲۲آذر ماه سال۱۳۰۲ ( ه.ش) در «چای محلهسی» شهر شبستر در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود.
پدرش با زهتابی (کیریشچی) خرج عائله را در میآورد.
در شش سالگی به کمک خواهرش در مکتب قرآن بانوان، قرائت قرآن و خواندن متون تورکی را یاد گرفت.
در سال۱۳۲۵ که دانشگاه تبریز به وسیله حکومت ملی و سیدجعفرپیشه وری در آزربایجان تاسیس شد،
استاد در دانشکدۀ ادبیات آنجا پذیرفته شده و بعنوان یکی از دانشجویان اولین دوره در آن دانشگاه مشغول تحصیل شد.
پس از انحلال حکومت دموکرات آزربایجان به وسیلۀ نیروهای ارتش پهلوی ، استاد در سال۱۳۲۷ برای فراگیری علم و تحصیل در زمینۀ ادب و تاریخ زبان تورکی به صورت قاچاقی وارد شوروی گردید.
در آنجا با اشارۀ حزب توده و رهبران فرقه دموکرات به دو سال زندان محکوم شده، به سیبری فرستاده شد.
بعد از تحمل سه سال زندان در سیبری به دوشنبه تبعید گردید و سرانجام در سال۱۳۳۳(۱۹۵۴م) پس از سه سال تبعید توانست خود را به باکو برساند و در دانشکدۀ زبان و ادبیات دانشگاه دولتی باکو مشغول تحصیل گردد.
همچنین از همین سال به عضویت هیأت علمی دانشکدۀ خاورشناسی باکو در آمد و در آن دانشکده به تدریس زبان و ادبیات عرب پرداخت.
در سال۱۹۶۹ با دفاع از تز دکترای خود با عنوان « زندگانی و خلاقیت ابونواس» مدرک دکتری گرفت و سه سال بعد موفق به اخذ لقب دوچنت شد.
در همین سالها با خانم دکتر خاور اسلان محقق زبان و ادبیات آزربایجانی ازدواج نمود که حاصل این پیوند دو فرزند به نامهای بابک و آذر بود
سرانجام در سال۱۳۵۰ از شوروی خارج و به عراق و بغداد رفت و در دانشگاه بغداد به تدریس «زبان دیرین ترکی» و «زبان فارسی» پرداخت.
در سال۱۳۵۷ بدلیل پدید آوردن آثار علمی فراوان مفتخر به دریافت لقب پروفسوری از دانشگاه بغداد گردید.
در اوایل سال۱۳۵۸ وارد کشور شد و از همان سال با ایجاد کرسی زبان و ادبیات تورکی آزربایجانی در دانشگاه تبریز با عنوان استادی به تدریس زبانهای #تورکی و #عربی مشغول گردید.
اما متاسفانه دو سال بعد به بهانههای واهی و در عین بیگناهی(با فشار #پان_ایرانیستها )به چهار سال زندان محکوم و پس از آزادی از زندان نیز از تدریس در دانشگاه محروم گردید.
بدین ترتیب استاد بار سفر بسته، رحل اقامت در خانۀ آبا و اجدادی خود در شبستر افکند و در آنجا مشغول مطالعه و بررسی و تحقیق و نویسندگی شد.
سرانجام نیز در آخرین روز پاییز سال۱۳۷۷ در حالیکه تنها چند روزی بود که از سفر علمی به آلمان برگشته بود،
در اثر سکتۀ قلبی(؟؟؟) در پشت میز مطالعه جان به جان آفرین تسلیم کرد.