قزويني در مقالهاي كه در بارة كتاب «فهرست كتابخانة آستانة مقدّسة رضوي» نوشته؛ از اندك بودن تعداد كتب در اين كتابخانه اظهار نارضايتي مي كند، لكن نكتة مهم در اينجاست كه وي علّت اندك بودن كتب را تاخت و تازهايي ميداند كه سهم عمدۀ آن متعلّق به تركان است. به عبارت ديگر از نظر قزوینی تركان در تاخت و تازهاي خود آثار مكتوب را نابود ساختهاند. بخوانيد:
«اين قلّت عدد كتب در كتابخانۀ يك چنين بقعة متبرّكة مقدّسه كه از هزار سال باز زيارتگاه عموم شيعيان قطار و مستودع انواع هدايا و نذورات و اخاير ذخاير بوده است؛ در بدو امر شايد قدري بنظر غريب بيايد، ولي اگر اندكي در اوضاع سابقة آن صفحات تأمّل شود و به خاطر آورده شود كه مملكت ايران عموماَ و ايالت خراسان خصوصاَ، بواسطة موقعيّت جغرافيايي خود در سر چهار راه تاخت و تاز انواع امم مختلف از ترك و مغول و ازبك و تراكمه و افاغنه واقع بوده است و تابحال همين مشهد مقدّس چندين مرتبه مرّه بعد اخري و كرّه بعد اولي از دست طوايف مذكوره عرصة قتل و غارت و اسر و هدم و تخريب واقع شده است؛ فوراَ مسئله حل خواهدشد كه همينقدر هم كه از كتب و نفايس ديگر در خزانة مقّدسة حضرت رضا باقي مانده است، فيالواقع جاي بسي شگفتي و جاي هزاران تشكّر است. » (بيست مقالة قزويني به تصحيح عبّاس اقبال و ابراهيم پورداود، قسمت دوم ص 242)
جاي شكرش باقي است كه اين بار افغانيها را شريك ترك و مغول قرار داده و تنها ترك را به افتخار انهدام آثار فرهنگي مفتخر نكردهاست. يك حرف ديگر! اين چه تمدّني است كه با هر حملهاي فرو ميريزد. تمدّني كه دنيانش و واقعيّات پيرامونش را نشناسد و بر اين اساس براي دفاع از خود و داشتههاي تمدّني خود در برابر حملات تدبيري نينديشد كه تمدّن نيست.
خلج تورکلرین ایندیکی دورومو