خروج نیروهای آمریکایی از جهاتی غافگیر کننده بود اما زمزمه های آن در کاخ سفید از مدت ها قبل رواج داشت . تصمیم ترامپ برای ترک نیروهای آمریکایی و استدلالی که برای آن آورده شده است کاملا عوام فریبانه و از نظر ناظران سیاسی سطحی و لفاظی است . صرف نظر از هزینه هنگفت حضور نیروها ، احتمال دارد اهداف ترامپ فراتر از گزینه اقتصادی باشد . بی شک خرید موشک های پاتریوت از طرف ترکیه با معامله سه میلیارد دلاری بخشی از این سناریو است و نیز ماجرای قاشقجی که رابطه این کشور با عربستان را تحت الشعاع خود قرار داده بود، نیز محتملا مسئله را از حیث تاثیرات روانی و اجتماعی تا حدی زیاد در جامعه آمریکا فرو خواهد کاست .اما ایا اینها تنها گزینه مفروض در این سناریو هستند یا آمریکا دنبال مقاصدی دیگری هم می گردد؟ به احتمال زیاد امریکائیها در این زمینه با روس ها نیز وارد معاملات سیاسی شده اند اما هنوز آثار وصورت ظاهری این سیاست دیده نمی شود . یک احتمال وجود دارد که امریکائیها برای برهم زدن ائتلاف سه کشور روسیه ، ترکیه و ایران به این قمار تن داده اند . اگر چنین باشد ایران بازنده اصلی در سوریه خواهد بود . زیرا پشتیبانی امریکائیها از متحد ناتویی خود وزنه ایران را در معادله سوریه پائین خواهد آورد . حتی احتمال دارد در معامله آمریکا با روسیه ، این دولت، ایران را فروخته باشد . اما هنوز آثار ظاهری آن مشخصا خود را نشان نمی دهد . احتمال دیگری وجود دارد که آمریکا به منظور بازدارندگی ترکیه برای اهداف دراز مدت خود غرب و خصوصا فرانسه را جایگزین خود کرده باشد. منظور من این است که فرانسه نقش دفاع از کردها را به عهده بگیرد و اختلاف اوروپا با ترکیه را شدت بخشد ، چنین سناریوی دور از انتظار نیست و بستگی تام به رابطه روسیه و ترکیه خواهد داشت ، البته ممکن است ترکیه در صورت اطمینان از این سناریو وارد گفتگو و معامله با ایران نیز خواهد شد ، موضع گیری اردوغان در مورد عدم پایبندی ترکیه به تحریم ایران از طرف آمریکا شاید نوعی پیام برای دولت ترامپ نسبت به احتمال چنین سناریو ای باشد . در واقع خروج آمریکا از سوریه هم می تواند دام باشد و هم دانه . به نظر می رسد دیدار قریب الوقوع اردوغان و پوتین در راستای ارزیابی خروج آمریکا و آگاهی هردو طرف از معامله ای است که با آمریکا داشته اند . در این میان ایران عنصر کرد را در سوریه برجسته خواهد کرد. در اصل نامه نمایندگان کرد مجلس به سازمان ملل و حمایت آشکار از از گروهای تروریستی بخشی از سیاست ایران برای تامین منافع خود در سوریه است . این سیاست طبعا به منظور فشار بر دولت آنکارا و تا حدی بر دولت سوریه است . در واقع کردها در وضعیتی نیستند که بر دولت سوریه خواسته خود را تحمیل کنند ، احتمال بسیار وجود دارد که در این مورد دولتین اورپایی و ایران تا حدی به همدیگر نزدیک شوند . در هر حال تمامی این سناریوها با توجه به نامعلوم بودن پرسپکتیو پشت پرده سیاست در حد گمانه زنی است و در ماه های آتی تا حدی بخشی از این سیاست در روابط و مواضع طرفین خود را نشان خواهد داد.