در تعابیر و اصطلاحات لازم نیست با مفاهیم حبابی خودمان را فریب دهیم:
اقیانوس اعتراضات
دریای خروشان مردم
و...
بیایید فعلا "دریاچه اعتراضات" باشیم.
انتشار تصاویری با مفاهیم آه و حسرت در رابطه با دریاچه اورمیه بس است.
بیایید بعنوان فعالان ملی به فعالان محیط زیست و به فعالان اجتماعی مراجعه کنیم، بدون اینکه برای نجات دریاچه اورمیه بار سیاسی دهیم از زاویه فاجعه زیست محیطی با مردم خود صحبت کنیم و عنوان کنیم فردا دیر است از همین امروز تبدیل به دریاچه اعتراضات خواهیم شد.
یادمان باشد در اصل آزربایجان بزرگ ما هستیم اما روانشناسی یاس و امید را آنقدر تبدیل به ملکه تفکر و رفتاری ما کرده اند در طول تاریخ مدام کوچک و کوچک شده ایم می شویم، اگر روزی از حدود جغرافیایی مان کاسته می شد امروز این کاستگی و محو شدگی را به درونمان انتقال داده اند و آزربایجان باقیمانده را تبدیل به کویر می کنند.
اما در همسایگی ما تورک ها کردها از کردستان بزرگ،ارامنه از هائیستان یا همان ارمنستان بزرگ، تالش ها از تالشستان بزرگ، فارس ها از ایران بزرگ سخن می گویند و این ادعاها را آنقدر تکرار کرده اند ناخودآگاه به مباحث روز تبدیل شده است. اما ما هنوز نتوانسته ایم به ملت خودمان انتقال دهیم که:
حیات و ممات آزربایجان به نجات و یا به نابودی دریاچه اورمیه بستگی دارد و چون ۹۰ درصد دریاچه از بین رفته است لذا حقیقت اینست ما تنازع برای بقا با ۱۰ درصد داریم که امکان زنده ماندن آزربایجان در این شرایط بسیار ناچیز است.