…منطقه گرایی در سیاست بین الملل به گسترش روزافزون همکاری های سیاسی و اقتصادی بین دولتها در نواحی حغرافیایی خاص اشاره دارد. روندی که چندین دولت (بیش از سه کشور) وفاداری و فعالیت خود را به سوی یک مرکز جدید معطوف می سازند به جهت آنکه منافع ملی آنها بهتر تامین شود. بخش عمده ای از اهداف مزبور مستلزم ایجاد سازمانهای منطقه ای بود که در مناطق مختلف جغرافیائی صورت تحقق به خود گرفت.
تلاش های گوناگونی در سراسر جهان در جهت همگرائی های منطقه ای انجام گردیده است که منحر به شکل گیری نظام های منطقه ای با اهداف گوناگون سیاسی و اقتصادی و بعضا نظامی شده است. اتحادیه اروپا، اتحادیه آفریقا، اتحادیه مرکوسور ( در آمریکای جنوبی) اتحادیه عرب، نفتا، آسه آن ( اتحادیه کشورهای آسیای جنوب شرقی) از مهمترین سازمانهای منطقه ای به شمار می روند. روند و فرایندی که موجب دگردیسی اتحادگرائی گردیده است. با اینهمه این پیشوند هنوز هم بر عکس ایران که آن را تبدیل به ناسزای سیاسی کرده اند و این خود مقوله ی شگفت انگیزی است، به معنی اصلی و مثبت خود بکار برده می شود. اکنون نه جنبش های سیاسی ، بلکه خود دولتها هستند که رسالت ایجاد اتحادها بر مبنای اشتراکات فرهنگی، سیاُسی و اقتصادی با همسایگان خود هستند. با این توصیف ، اتحادگرائی به شیوه ی سابق، یعنی درخواست اتحادگرائی از طرف جنبشها و گروههای سیاسی موجود در درون یک دولت ملی، جزء در موارد معدودی همانند وضعیت کردها در خاورمیانه رسائی و جامعیت خود را از دست داده است.
با توجه به مطالب گفته شده، مخاطب قرار دادن و نامیدن فعالان ملی و مدنی ترک در ایران به عنوان پان ترکیست اگرچه اتهامی نیست که کسی مجبور باشد از آن تبری جوید ولی در اصل استفاده کنندگان از این اصطلاح هدفی جز منحرف کردن اذهان و افکار عمومی، به حاشیه کشاندن و تضعیف مطالبات حق مدارانه و تحت الشعاع قرار دادن خواسته های اصلی این جنبشها را ندارند. بطور کلی جنبش و حرکتی که عمده ترین دلمشغولی آن مقاومت در برابر تلاشهای همانندسازانه و یکسان سازانه ی دولت قوم مدار مرکزی و جلوگیری از امحاء هویت قومی و فرهنگی خود می باشد به کار بردن پان و پانیسم محلی از اعراب ندارد.
به عبارتی دیگر پانیست بودن در این مقطع از زمانه ی جهان کنونی در خصوص مساله ای که ما درگیر آن هستیم، امری غیرلازم، غیرعملی، غیرواقعی ، یوتوپیایی و فراتر از حد توان ماست.چیزی که مخالفان می خواهند، سوق دادن ما به سمت مسائلی انتزاعی و ایده آل گرایانه است که گرهی از کار ما نخواهد گشود. سنگ بزرگی که علامت نزدن باشد. بسادگی نباید در این دام افتاد.
كارشناس ارشد روابط بين الملل