(آنا وارلیق، شماره ۶، زمستان ۱۳۹۶)
نصرالله پورجوادی ناسیونالیسم فارسی را و زبان ترکی آقای رفیعی در مقالۀ خود اشاره ای هم به عکس العمل سعیدی سیرجانی در برابر کتاب «سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی» دکترجواد هیئت کرده و می نویسد:
یکی از واکنش ها به مقالۀ «ایران مظلوم» واکنش سعیدی سیرجانی است که با لوده بازی و زبانی به ظاهر طنز، انواع اهانت ها و توهین ها را به ترک ها و اعراب نثار کرده و سخنان و تحلیل های نادرست و غیرمنطقی بسیاری در دفاع از زبان فارسی و علیه ترک ها و فرهنگشان آورده و همچون پورجوادی دچار توهّم توطئه شده و از مقامات مسئول می خواهد که جلو فعالیت های فرهنگی ترکان گرفته شود و می آورد:
« بی آنکه منکر شیرینی لهجۀ آذربایجانی باشم و در بارۀ قدمت زبان ترکی که ـ به قول جناب هیئت ـ به قرن ها قبل از میلاد برمی گردد و عظمت ادبیّاتش که صدها شاعر و متفکّر سعدی شکن حافظ کوب فردوسی گداز در آستین دارد؛ با آقای هیئت وارد مناقشۀ قلمی شوم و به شیوۀ جناب ایشان ـ که می کوشند به اقتضای روزگار ترویج فارسی را از بدعت های رژیم پهلوی قلمداد فرمایند ـ مدّعی شوم که این بحث های تحقیقی و سیاسی ریشه در خارج از مرزهای ایران دارد و محصول تلاش کسانی است که چند سالی تحصیلات خود را در کشور همسایه به انجام رسانده اند و بخواهم از این رهگذر هشداری دهم به مقامات فرهنگی مملکت که هم اکنون هزاران جوان آذربایجانی در مدارس ترکیّه به آموختن الفبای پان ترکیسم مشغولند که کار از این حرف ها و هشدارها گذشته است... »
طنز ماجراست که سعیدی سیرجانی که خود در مناطق بیابانی و نمکزار کرمان متولّد شده بود؛ در این نوشته در مقایسه بین لیلی و شیرین که صورت کامل آن در کتاب «سیمای دو زن» وی آورده؛ برای تحقیر اعراب لیلی را زنی «توسری خورده» و برخاسته از «سیاه چادرهای بیابان خشک عربستان» دانسته است!