در عالم پرندگان،در حیطه تولید مثل بعضی از انواع ،پدیده ی نادری وجود دارد که بسیار قابل تامل است.
بعضی از پرندگان که ''کوکو''یکی از شناخته شده ترین آنها می باشد به هیچ وجه عمل پرورش جوجه های خود را انجام نمی دهند. این حالت که محققان این حوزه از آن به عنوان ''جوجه گذاری انگلی''نام می برند بعضی از پرندگان با استفاده از فرصت بدست آمده، در لانه پرنده ی مورد نظر خود تخمگذاری کرده و وظیفه ی خوابیدن روی تخم و بعد از آن تغدیه و بزرگ کردن جوجه ی خود را به پرنده ی میزبان واگذار می کنند.
پرنده ی میزبان که در داخل لانه اش از طرف پرنده ای دیگر تخمگذاری شده است بدون تشخیص تخم پرنده مهاجم، کار ازدیاد نسل نوع دیگری از پرنده را که رقیب نوع خود نیز می باشد انجام داده و در تنازع بقاء میدان را به رقیب خود واگذار می کنند. بعضی از گونه ها همانند ''کوکو''تخم یا جوجه پرنده میزبان را از لانه بیرون انداخته و پرنده ی میزبان فقط جوجه نوع رقیب را پرورش می دهد.
اما در جوامع انسانی، انواع گروههای بشری بجز در موارد معدودی مثل نژاد سفید،سیاه،سرخ و زرد، به واسطه ی زبان ،مذهب،عادات،آداب و رسوم و فرهنگ منحصر بفرد خود شناخته می شوند. با توجه به تشدید مهاجرت و درآمیختگی نژادی در سراسر جهان، حتی مرجعیت نژاد در تعیین گروههای قومی درحال مضمحل شدن هست.
به عبارت دیگر بر خلاف دنیای حیوانات که گونه ها بواسطه ی مشخصات ظاهری از همدیگر تمییز داده می شوند در جوامع انسانی،انواع از طریق فاکتورهای غیر فیزیکی و بواسطه ی داشته های معنوی شناخته می شوند.
برعکس دنیای حیوانات که انقراض یک نوع به آسانی برای همه قابل تشخیص است و البته و بحق برای جلوگیری از بروز چنین پدیده ای اقدامات شایانی از طرف دولتها و سازمانهای جهانی انجام می شود در جوامع بشری اضمحلال و نابودی یک نوع انسانی یعنی یک گروه قومی،زبانی و یا مذهبی بجز در موارد قتل عام فیزیکی برای اکثر مردم ناشناخته مانده است.
معادل عمل پرندگان مهاجم در جوامع انسانی همان آسیمیلاسیون (همانندسازی)است. به زبان دیگر استحاله و همانندسازی یک گروه قومی و زبانی و یا مذهبی در گروه مسلط تر با از بین رفتن فاکتورهای معنوی آن گروه و جایگزین کردن مولفه های هویتی قوم مسلط انجام می پذیرد. کاری که بطور همزمان از هزینه های سرسام آور نابودی فیزیکی جلوگیری کرده و موجب ازدیاد گروه خودی می شود.
قوم مسلط و مهاجم با استفاده از ابزارهای تغییر هویت همانند مدرسه ،رسانه های ارتباط جمعی نوشتاری و دیداری و اقدامات تشویقی و تنبیهی،نسل جدید گروههای هدف و میزبان را آنگونه که خود می خواهند پرورش می دهند.
اعضای گروههای غیر مسلط و محروم همانند آن پرندگان میزبان از تشخیص هویت نسل جدید نوع خود و دیگری ناتوان می مانند. والدین در پرورش نسلهای آینده خود تمامی مساعی و کوشش خود را می نمایند فارغ از آنکه نتیجه ای که حاصل می شود کاهش جمعیت خود و ازدیاد گروه قومی رقیب است.
نوعی از این پرندگان که لانه خود را به شکل منحصر بفردی در انتهای شاخه درختان از طریق بافت و همانند یک تونل می ساختند به مرور زمان و بطور غریزی از کاهش نوع خود آگاهی یافته و با توجه به داشتن جثه ای کوچکتر از پرنده ی مهاجم ،ورودی لانه را نسبت به اندازه ی خود کوچکتر کردند و از نابودی نوع خود جلوگیری کردند. آیا گروههای انسانی ای که در معرض چنین خطر مشابهی قرار گرفته اند از این اقدام طبیعت پند لازم را فرا خواهند گرفت؟.
*کارشناس ارشد روابط بینالملل