یوخاری

فاشیسم بی‌صدا می‌آید

آنا صحیفه اخبار فارسی
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
فاشیسم بی‌صدا می‌آید

اول؛ امروز [دوم اسفند] «روز جهانی زبان مادری» است. روزی که تقویم، همچون سال‌های گذشته این نکته را گوشزدمان می‌کند که در این جغرافیا هنوز انحصارِ ‌زبانی وجود دارد. نیازی به توضیح بدیهیات نیست؛ برای هر آدمی که جاهل و مغرض نباشد، ضرورتِ رسمیتِ زبان‌های‌ مادری، بدیهی و انکارناپذیر است. بعد از سال‌ها گفتن و نوشتن و مطالبه و... اصولا دیگر نباید نیازی به توضیح و تبیینِ مسئله، احساس شود. تنها یک راه پیش‌روست؛ رسمیت زبان‌های در حاشیه.

دوم؛ رسمیتِ یک حقِ انسانی در گروی اراده‌ی اکثریت نیست. میلیون‌ها انسان هم نمی‌توانند یک حق بدیهی را انکار کنند، که اگر چنین باشد چکمه‌پوشانی که بر شانه‌ی اکثریت ایستادند مشروع‌ترین‌ها بودند؛ از «هیتلر» تا «موسولینی». سرکوب زبان ما به پشتوانه‌ی اکثریتی قاهر، فرافکنیِ انکارِ «ما»ست در لفافه‌ای دموکراتیک و بزک‌شده. اگر چنین اکثریتی هم باشد، ما انکارش خواهیم کرد.

سوم؛ زبان، برای ما ابزار انکارِ «دیگری» نیست؛ نه همچون «سیدجواد طباطبائی» ایده‌ی ایرانشهر‌ی‌اش‌ را داریم که نیمی از جهان و تاریخش را احاطه می‌کند و خردِ اینجایی را به غرب و یونان و ارسطو پیوند می‌زند و نه همچون «غلامعلی حداد ‌عادل» هوس حفظ و پالایش زبان داریم که با خرج‌های میلیاردی، واژ‌‌گان پارسی به همسایه‌ی شرقی صادر می‌کند. تاریخ برای ما طعمی را ندارد که برای طباطبائی‌ها دارد و چه خوب که این طعمِ نژادی برایمان بی‌معناست. تاریخ برای آنها نوستالژیِ قدرت است، سودای حکمرانی‌ آریایی‌ها بر جهان، و برای ما کنجکاوی معصومانه در سال‌های دور. بی‌زبانیِ نود ساله‌ی ما، انکار و دستکاریِ غیرارادی ماست بر تاریخمان؛ پارودیِ گذشته‌ای که هرگز درکش نخواهیم کرد. از سویی فارغ از دغدغه‌ی حداد‌عادل‌ها هستیم و آسوده از آینده‌ی زبانمان؛ چرا که در همین همسایگی‌ها، تورکی زبان علم و فلسفه است، چندصد هزار تیراژ و میلیون‌ها مخاطب دارد و نوبل ادبیِ «اورهان پاموک» در طاقچه‌ی اتاقش خاک می‌خورد. ما از زبان خود، سال‌ها عقب‌تریم، چه رسد به ادعای شکوفا کردن آن!

پس رسمیتِ زبان مادری به چه کارمان می‌آید؟ ما نسلی پاره-پاره‌ایم. نسلی که ناتوانیِ زبانی‌اش، توان به یادآوردن را از او گرفته است؛ ما محروم از تجربه‌‌ی حالا هستیم. برای این نسل، زبان ابزاری‌ست برای زندگی، برای تجربه ‌و برای رسیدن به «دروازه‌ی اکنون». اکنونی که سال‌ها از ما دریغ شده است.

چهارم؛ ما هر لحظه‌ انکار می‌شویم؛ در کافه‌ها و در خیابان‌ها. بخش نه چندان کوچکی از مردم عادی تا روشنفکران، از سلبریتی‌ها تا سیاسی‌ها، به این انکار تن می‌دهند. این میل به یکدستی، این انکارِ گستاخانه‌ی «دیگری» و این عطش یکسان‌سازیِ فرهنگی، آبشخورش مصلحت‌اندیشی نیست، تنها فاشیسم است، حتی اگر نا-آگاهانه باشد. اتفاقا این فاشیسم است که در نا-آگاهیِ انسان لانه می‌کند، همان جا پروار می‌شود و پا می‌گیرد. فاشیسم دشمن تنوع و تکثر و شیفته‌ی یک‌شکلی است تا در زمان مقرر، توان بسیج توده‌ای‌اش آسان شود. فاشیسم بی‌صدا می‌آید، در بی‌تفاوتیِ همگان، و وقتی مستقر شد، صدایش گوش همه را کر می‌کند. بی‌تعارف هیچ تسامح و مدارایی نباید در قبال فاشیست‌ها روا داشته شود. هر انفعالی، همدستی و شراکت با آنهاست. اگر مردم و مسئولانی که دغدغه‌‌ای دارند نجنبند، دیری نخواهد کشید که این بار آریایی‌پرستان با روکشی از مصلحت‌اندیشی، صلیب‌های شکسته‌شان را نه در برلین و پاریس، که در خیابان‌های تبریز و سنندج و اهواز هوا خواهند کرد. رسمیتِ هویت‌های ائتنیکی و زبان‌های در حاشیه‌مانده، اولین قدم است. بازنماییِ تفاوت‌ها و تنوع‌ها، خلعِ سلاح فاشیسم است.

تاریخ
2019.02.23 / 13:08
مولف
روزبه سعادتی
دیگر خبرلر

پایان مذاکرات ترامپ و شی در پکن

حمله موشکی به پایگاه آمریکا در کشورهای منطقه

امروز سالگرد استقلال جمهوری آذربایجان‌ است

مذاکرات ایران و آمریکا به صورت رسمی در عمان آغاز شد

آنها سال گذشته در کنار ارمنستان بودند - رئیس جمهور

ارتش آزاد سوریه پالمیرا را تصرف کرد

ممانعت سرپرست دادسرای اوین از آزادی موقت حمید جباری

دکتر توحید ملک زاده: آذربایجانیان مقیم استانبول در دوره مشروطیت

مردم مسئول حفظ آثار و ارزش‌های نیاکان خود است

مسجد سنگی اسنق

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla