۱ ـ در مجموعه لغات ادیب طوسی تعدادي واژة عربي نيز وجود دارند كه او آنها را هم جزء عناصر ايراني به حساب آورده و به تركي آذربايجاني فروخته است. نكتة جالب اين است كه وي اصل برخي كلمات عربي را هم فارسي پنداشته و معتقد است اينقبيل كلمات ريشة فارسي دارند. مثلاً او کلمۀ «برج» عربی را از ریشۀ «بارگ» فارسی دانسته است. (رک . زبان فارسی در آذربایجان، ج ۲، ص ۲۴۹)
۲ ـ تكرار كلمات و نيز آوردن گونهها و تلفّظهاي مختلف از يك واژه در مدخلهاي مختلف نيز از تدابيري است كه شمار واژههاي مجموعة آقاي اديب طوسي را گسترش داده است. (رک. صفحات: ۲۳۹ / ۲۳۷ / ۲۳۹)
۳ـ كلماتي را نيز از اصل كلمههايي جامد، كه عمدتاً ترکي هستند؛ جدا كرده و به عنوان تكواژ وابسته بهكار برده است كه اين قيبل واژه ها هيچ مناسبتي براي نامگذاري اسامي مكان ها ندارند. مانند: اَن در کلمۀ «انایین» ص ۲۴۳ ، اَم در واژۀ «امند» ص ۲۴۳ ، اِم در کلمۀ «کورایِم» ص ۲۴۳ ، اَل در واژۀ «اَلند» ص ۲۴۲ ، اَف در واژۀ «افشار» ص ۲۴۲ ، اِن در واژۀ ۲۴۳ ، اَنگ در وازۀ «انگنه» ص ۲۴۴
۴ ـ اديب طوسي واژه هاي كردي را جزء عناصر و اسامي ايراني قرار ميدهد، لكن از نظر او كلمات تركي آذربايجاني غير ايراني هستند.
۵ ـ انتساب كلمات به زبان موهوم آذري علي رغم بي اطّلاعي مؤلّف از معني واژه نيز از جمله روشهاي معمول اديب طوسي در اين مجموعه ميباشد.
۶ ـ اديب طوسي در اين مجموعه روي دست لغتنويسان فارسي نيز بلند شده و لغاتي را كه در لغت نامه هاي مشهور فارسي تركي دانسته شدهاند به آذري و فارسي منسوب داشتهاست. به عنوان مثال می توان به کلمات: جلو، آغوش، جوق، چاپ و باجه اشاره کرد.
۷ ـ تأويل كلمات و تغيير طرز تلفّظ آنها براي نزديك كردن تلفّظ برخي كلمات تركي به فارسي نيز از عادات معمول مؤلّف در گردآوري اين مجموعه ميباشد كه در مدخلهاي پرشماري قابل مشاهده است.