در فراز نقل شده در بخش ۱۳ نکتۀ سومی هم وجود دارد. آقای نصیری گفته اند: «زبان ترکی که خاستگاه آن در شمال رود ارس و در منطقه موسوم به «اَران» است، اساساً فاقد فلسفه به صورت عام و فاقد فلسفه سیاست به صورت خاص و فاقد نظریه ای در باب حکومت به صورت اخص است.» در اینجا آقای نصیری باز هم به کاهدان زده است. ظاهراً علاوه بر تاریخ در حوزۀ جغرافیا نیز کم مشکل ندارد! خاک جمهوری آذربایجان حدود یک پنجم آذربایجان تاریخی را شامل می گردد و برابر آرای شووینیست ها خاستگاه زبان ترکی هم نیست. گفتۀ آقای نصیری در مغایرت کامل با آرای شووینیست های یک صد سال اخیر ایران قرار دارد که کلّ آذربایجان را آذری زبان معرّفی کرده و ترکی را در آن مستحدث دانسته-اند.
اصلی ترین خاستگاه زبان ترکی آسیای میانه بوده، لیکن ترکان از چند هزار سال قبل مهاجرت هایی پی درپی به غرب داشته اند و به مرور زمان در نقاط مختلف غرب خزر، شمال دریای سیاه، شرق اروپا و بالکان، ایران و منطقۀ خاورمیانه که تا مصر هم امتداد پیدا کرد و به تشکیل سلسلۀ پادشاهی مملوکی مصر منجر شد؛ ساکن گشته اند. ترکان در همۀ این نقاط حکومت و سروری کرده اند. در دوران بعد از اسلام هم هزار سالی در ایران حکومت کرده اند و برخی بزرگان که لابد آقای نصیری و شرکا، آنها را در زمرۀ حاملان بزرگ اندیشۀ خودساختۀ ایرانشهری جای می دهند؛ دست و پای شاهان ترک را بوسیده و کلام ایشان را « کلام الملوک ملوک الکلام » نامیده اند.