از نظر مینوی تقابلات نظامی ایرانیان در برخی نواحی فلات ایران؛ بیانگر رشادت، زیرکی و کاردانی ذاتی ایرانیان و مدافعۀ ایشان از برتری نژادی و فکری خود در برابر عرب بوده است:
« تاریخ و سرگذشت مردان نامی ایران مانند ابومسلم خراسانی و برمکیان و بابک و افشین و مازیار و غیره که هر یک داستان دلچسب و فصل مهمّی از تاریخ ایران است؛ از رشادت و استقامت و زیرکی و کاردانی ایرانیان تا دو قرن پس از استیلای عرب حکایت می کنند و نشان می دهد که هنوز ایرانیان برای استقلال خویش می کوشیدند و فر و شکوه دوران ساسانی و برتری نژادی و فکری خود را به کلّی فراموش نکرده بودند. » (مازیار، نوشتۀ صادق هدایت، مقدّمۀ مینوی و هدایت ص ۱۲)
مشاهده می شود فکر برتری نژادی به روشنی توسّط هدایت و مینوی در مقدّمۀ این داستان مطرح می شود؛ چیزی که از هر انسانی با هر عقیده ای ناپسند و نفرت بار است. او در مواضع دیگری نیز تعابیر حاوی افکار نژادپرستانه و خودبرتربینانه نسبت به اعراب ابراز می دارد. در مقالۀ «زندگانی بشری» غلبه کنندگان بر پادشاهی ساسانی را «مشتی عرب بیابانی» خطاب می کند (تاریخ و فرهنگ ص ۴۵۷)؛ سپس نسبت «عرب خشن و وحشی» را نثار ایشان می کند (همان ص ۴۵۷)؛ گاه از ماندگاری «خشونت و بهیمیّت» عربی در ایشان سخن می گوید (همان ص ۴۵۸)؛ زمانی هم ایشان را به «بدوی» بودن می نوازد. (همان ص ۴۵۹)