از عجایب است که مینوی با وجود مردود دانستن هجویّۀ منتسب به فردوسی در باب سلطان محمود، همچنان از این بیت بهره می گیرد! شاید در اینجا آوردن نظر مینوی در بارۀ هجویّۀ مذکور خالی از لطف نباشد. او می گوید:
«می گویند ابیاتی در هجو سلطان ساخت. یکی می گوید دو بیت از آن ماند. (ابن اسفندیار از قول نظامی عروضی)؛ دیگری گوید شش بیت ماند (متن چهار مقالۀ نظامی عروضی)؛ در بعضی کتب و نسخ شاهنامه هم هجونامۀ مفصّلی حاوی صد بیت یا کمتر و بیشتر درج است. بسیاری از ابیات آن اصیل است، ولی یا از آن ابیات گله و شکایت است و یا از بیتهای داخل شاهنامه است و از طعن و طنزهائی است که اشخاص داستان در حقّ یکدیگر گفته اند. مقداری از آن ابیات هم اصلاً از فردوسی نیست. » (فردوسی و شعر او ص ۴۲)
وقتی این اظهار نظر را در کنار ابیات پرشمار ستایش های فردوسی از سلطان محمود قرار می دهیم؛ حقیقت با وضوح تمام خودنمایی می کند و نشان می دهد که فردوسی به هیچ عنوان سر ستیز با سلطان محمود نداشته و هجویّه ای هم علیه او نسروده. تنها در ابیات کم شماری به گله و شکایت پرداخته و از سعایت بدخواهان در برانگیختن بی توجّهی شاه نسبت به خودش اظهار نارضایتی کرده است. نکات بی پایۀ کتاب مجهول المؤلّف تاریخ سیستان در باب احتجاج فردوسی با سلطان محمود، یا مطالب کتاب بی اعتبار چهار مقالۀ نظامی عروضی سمرقندی در بارۀ هجویّه و درگذشت حزن انگیز و شاعرانۀ فردوسی و وارد شدن صلۀ شاه پشیمان از این دروازه و خارج شدن جنازۀ فردوسی از آن دروازه، تنها می تواند سرمایۀ نازلی برای نویسندگانی باشد که قصد دارند نگاهی شاعرانه و رمانتیک به واقعه درگذشت فردوسی داشته باشند.