محمدتقی اکبرنژاد مدیر موسسهی فقاهت و تمدنسازی قم میگوید: «لباس روحانیت لباس پیامبر نبوده است.» نظرات وی که در حوزههای علمیه چالشی برپا کرده با استقبال برخی همسران روحانیون مواجه شده است.
از زمانی که وی نقد و بررسی لباس روحانیت را آغاز کرده پیامهای متعددی از همسران و دختران روحانیون دریافت کرده است. در این پیامها خانوادههای طلاب به طرز شگفتآوری با نظرات این روحانی تبریزی همراهی کرده و اظهار داشتهاند که ما این حرفها را با گوشت و پوستمان احساس میکنیم. مثلا نوشتهاند:
«من این حرفها را قبول دارم و این مصاحبه را به همسرم نشان دادم و با او گفتگو کردم ولی عصبانی شد و بدون اینکه جواب قانع کنندهای داشته باشد، فقط رد کرد.»
«من به عنوان دختر یک روحانی جا افتاده در تهران به خاطر متلکهای زیادی که شنیدهام، حاضر نیستم با پدرم جایی بروم و هر بار بهانهای سوار میکنم تا با پدرم با همه عشق و علاقهای که به او دارم، در جامعه ظاهر نشوم.»
«به همسرم گفتم وقتی شما با این لباس هستید، من به شدت تحت نظر هستم و مردها خیلی با دقت حرکات من را زیر نظر دارند. واقعا آزار دهنده شده است. احساس میکنم این لباس نقض غرض شده است.»
«در همه این سالها که همسرم ملبس بوده، ندیدهام کسی در کوچه و خیابان از ایشان مسأله شرعی یا شبهه عقیدتی مطرح کند ولی تا دلتان بخواهد نگاههای آلوده من و دخترم را تعقیب کرده است.»
«اگر میدانستم این لباس واقعا لباس دین است و امر خداست، بر مشکلات آن صبر می کردم اما واقعیت این است که من نسبت به این مسأله توجیه نیستم و همین تحمل مشکلات ناشی از آن را بر من سخت می کند.»
«مریض بودم، با همسرم رفتیم بیمارستان، آن هم ملبس! بچه نیاز به دستشویی داشت، گفتم شما ببر. گفت من با این لباس و در این جمع مردم نمی توانم دختر بچه را دستشویی ببرم. خودت ببر! با حال مریضم بچه را بردم. یک نفر به نوبتم مانده بود که دوباره دخترم خواست دستشویی برود. باز هم همسرم حاضر نشد و من از عصبانیت پا شدم آمدم خانه و دکتر هم نرفتم! واقعاً رسول خدا (ص) هم همچو لباسی به تن می کرد که خودش و خانواده اش تا این اندازه توی چشم باشند و نتوانند خیلی از وظایف عادی پدر و همسری را به جای بیاورند و ناموسشان زیر نظر نگاه های حرام باشد.»