خبر انتصاب فردی از اقلیت دینی: مذهبی بعنوان مشاور رئیس شورای استان در امور ادیان و مذاهب، میتوانست خبر خوبی باشد ولی انتصاب آقای آرمن نظریان (ارمنی) به علل و دلائل زیر کارآمد نخواهد بود:
1- استان تهران چند برابر هموطنان ارمنی، جمعیت هموطن سنیمذهب دارد، لذا انتصاب فردی سنی مذهب، اولویت واضحی دارد و قدمی معنادار در جهت تحبیب قلوب با این هموطنان عزیز می شود و ممکن است در دستیابی آنها به حقوق فرهنگی و مذهبیشان کمکی بکند.
2- میلیونها نفر از ساکنان استان تهران، یا اصالت آذربایجانی دارند یا اینکه به تجزیه سرزمین یک کشور مسلمان حساساند و ادامه اشغال و تجزیه قرهباغ توسط نیروهای مسلح ارمنی، برای اینها مسئلهای زنده است لذا انتصاب وی نوعی حمایت از اشغالگران تفسیر و تعبیر خواهد شد مگر اینکه آقای آرمن نظریان، اشغال مسلحانه قرهباغ و تجزیه آن از جمهوری آذربایجان را صریحا محکوم کرده باشد و صریحا خواستار استیفای حقوق مسلمانان آواره شده قرهباغ و نیز ارامنه قرهباغ در چارچوب قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل و در چارچوب جمهوری آذربایجان باشد.
آیا چنین است؟ آیا وی اشغال مسلحانه قرهباغ و تجزیه آن از جمهوری آذربایجان را محکوم کرده؟
3- اگر رئیس شورای استان تهران، مشاور ادیان و مذاهب داشته باشد، ساکنان استان که زبان مادری آنها فارسی/ یا از "خانواده زبانهای فارسی" نیست، انتظار خواهند داشت که رئیس شورا، "مشاور زبانها" هم داشته باشد.
پرجمعیتترین غیرفارسی زبان تهران، قطعا ترکزبانان آذربایجانی الاصل و در درجات بعدی (بدون ترتیب) عرب زبانان، قشقائیهایی زبانها و ترکمن زبانان و ... هستند.
4- احتمال زیادی دارد که این انتصاب بعنوان تلاش گروهی از اصلاحطلبان برای جذب رای ارمنیهای تهران در انتخابات آتی تلقی شود که با توجه به فضای سرد سیاسی، بعنوان علامت "وضعیت رقت انگیز مردمی" اصلاح طلبان تفسیر و تعبیر خواهد شد.
5- مشکلات معیشتی و تبعات آن مشکل اکثریت مردم استان است. آیا رئیس/ شورا مشاوری در حوزه فقر و تبعات مختلف آن دارد؟
بدون مشاور فقر، آیا چنین انتصابی بیتوجهی به مشکلات اکثریت فقرا تلقی نخواهد شد؟
6- از سوابق آقای آرمن نظریان در مورد ادیان و مذاهب نیز حتما سئوال خواهد شد و تحصیلات علوم سیاسی، نمیتواند کافی تلقی شود. آیا وی آثار و فعالیتهای معتبری در حوزه ادیان و همزیستی و تعامل آنها دارد؟
آیا شورا/ رئیس شورا، قدمهای متناظر با موارد فوق را قبلا برداشته است؟
با توجه به موارد فوق، بعید است که انتصاب فوق کارکرد مثبتی داشته باشد و تبعات تلقیهای منفی احتمالا مدتها ادامه خواهد داشت و بعید است محدود به چند هفته و چند ماه بماند. کسانی که چنین انتصابی را تصمیمسازی کرده اند، یا حداقل صلاحیت لازم برای مشورت دادن و تصمیمسازی را ندارند، یا اینکه در پیگیری اهداف خود به نارضایتی میلیونها نفر بیتوجه بوده اند. چه لزومی داشت انتصابی انجام شود که لازم نبود انجام شود، ناکارآمدی آن واضح است و نیز احتمال اضافه شدن مقداری نارضایتی به نارضایتیهای موجود بالاست؟ چه لزومی داشت؟
(حدس میزنم که علاقه نخبگان اصلاحطلب به "ایده دموکراسی" از تمایلشان به "فعالیت" خود مردمان مستحق دموکراسی بیشتر است، همچنین علاقهشان به "ایده تنوع" از تمایلشان به خود "تنوع" و خود "اقشار و جوامع متنوع" بمراتب بیشتر است و همین تمایل به "ایده تنوع" و کم توجهی به خود "اقشار و جوامع متنوع" باعث شده و میشود که در موارد متعددی مواضع سمبولیک بگیرند ولی در موارد مهمی از کمک به تنوع واقعی و "مردم متنوع" پرهیز کنند. حدس میزنم که همین ترجیح "ایده تنوع" بر "متنوع واقعی" راه را برای کسانی باز کرده که اهداف خود را پیگیری کنند بدون اینکه توجهی به نارضایتی جمعیتهای بزرگی از "متنوع"ها داشته باشند.)