"حرکت ملی آزربایجان" نامی است که بر مجموع جنبشها، جریانهای فعال و گاه جریانهای بالقوه در عرصه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و علمی آزربایجان نهاده میشود و عمده ماهیت آن اتفاق نظر در اصل سعادت ملت این مرز و بوم میباشد و مطابق با ماهیتی که دارد؛ ناگزیر است تا تمام افراد و گروهها با نگرشهای سیاسی متفاوت و جهانبینیهای بیحد و مرز را در خود جای دهد. چنین جنبش عظیمی که با توجه به ساختار منحصر به فرد جامعه فکری آزربایجان بوجود آمده است؛ اصلیترین دستاوردش فراهم آوردن بستری برای پروش عقاید گوناگون، طرح و سازماندهی جریانهای فکری ناب و در نهایت حرکت بسوی آنچیزی است که سرنوشت یک ملت و بلکه یک جغرافیای عظیمتر را رقم خواهد زد.
با توجه به ماهیت فوقالذکر برای حرکت ملی آزربایجان به سادگی میتوان پی برد که حرکت ملی آزربایجان نه محیطی انحصاری برای گروه یا افراد خاص بلکه بستری است برای پروش اندیشهها و رشد ابتکار عمل. به بیانی دیگر در مقام مقایسه برخورد با حرکت ملی آزربایجان همانند آنچه در غرب و در فرانسه بنام انجمن تفکر"سوجیéتéس دئ پئنسéائ" که در دوران روشنگری شکل گرفت و سمپوزیومهای غیر رسمی برای بحث دربارهی کار بزرگ عصر را شامل میشد، نیز کار به جایی نخواهد برد.
ناگزیر حرکت ملی را بایستی همان ارگانیسم اجتماعی و بستری پویا در نظر گرفت که شامل تعداد نامحدودی واحد و متشکل از جریانهای فکری، سیاسی، اجتماعی، گروههای روشنفکری، گروههای فشار، نهادهای گوناگون، خیرخواهان مردمی و مانند اینها دانست که غایت نهایی و برونده آن بنام " حرکت ملی آزربایجان" نه وابسته به تعداد محدودی از این موارد بلکه برآیندی از مجموع کنشها، واکنشها و حتی انفعال تکتک همین گروهها، افراد و جریانها خواهد بود. بنابراین بسطدادن کارآمدی و یا ناکارآمدی یک یا تعدادی از همین اقشار در گستره وسیع "حرکت ملی آزربایجان" به مثابه تقلیل ماهیت آن تا سر حد یک انجمن انحصاری میباشد که خود ممکن است موجبات انحطاط این "عرصه ملی" را فراهم آورد.
در نهایت حرکت ملی آزربایجان بستری است منحصر به فرد برای تمام "من" و "ما" هایی که اندیشه آزاد، اصل تحول و چالش تغییر را برگزیدهاند تا به آنچه سعادت ملی و منطقهای مینامیم دست یابند که دقیقا همین اصل متضمن پویایی عرصه" حرکت ملی آزربایجان" در ابعاد مختلف میباشد. طبیعتا میزان کارایی هر واحد در هر بعد، درجات پویایی آنرا تعیین خواهد کرد.
بدین جهت تصور حرکت ملی آزربایجان بمانند سازمانی شکیل، جنبشی فروملی و یا انجمنی فرقهای که عدهای معدود مسئولیت تمام تحولات آنرا بر عهده دارند، موجبات زوال این دستآورد ملی را فراهم خواهد آورد و به نوعی انکار سهم و نقش هر آزربایجانی در عرصه" حرکت ملی آزربایجان" را نیز بدنبال خواهد داشت. از طرفی تلاش برای جا دادن آن درون ظرف ایدئولوژیهای دست نخورده و آماده در ویترین، بدون توجه به واقعیتهای این جامعه، ابتکار عمل را از اندیشمندان این عرصه ربوده و روند "دوران گذار" را به بیراهه خواهد کشید./ کانون آزربایجان شناسی دانشگاه تبریز