استاد شهریار در زمان یکسال حکومت ملی آزربایجان ۴۰ سال داشت و بعنوان تبعیدی در خراسان بسر می برد و طبیعی است شاعری همچون وی که تنها چند سال بعد از حکومت ملی با سرودن منظومه "حیدربابایه سلام" جان دوباره به زبان تورکی بخشید نمی توانست نسبت به این حادثه تاریخی بی تفاوت باشد.
نظر شهریار در اینباره و با استناد به محتوای اشعارش توسط استاد رحمانی فر نویسنده و محقق آزربایجانی طی مقاله ای نوشته شده و جهت پرهیز از طولانی شدن متن مخاطبان عزیز را به مطالعه مقاله مذکور توصیه می کنیم.
اما بنده در این رابطه نتیجه یک تحقیق و سوال میدانی خودم را از هادی شهریار فرزند استاد شهریار تقدیم شما مخاطبان عزیز خواهم کرد.
دو سال قبل در جریان همایش بزرگداشت استاد شهریار در استانبول ترکیه که به میزبانی "تورک سوی اوجاقلاری" برگزار می شد شاعر محترم آزربایجان سایمان آروض، آشیق سلجوق شهبازی "ایران عاشیقلار بیرلیین رهبری" و هادی شهریار فرزند استاد شهریار حضور داشتند.
بنده هم توسط سایمان بی آروض جز مهمانان این برنامه معرفی شدم و این باعث شد با فرزند استاد شهریار هم هتل شوم در اولین برخورد سوال کردم:
_آیا استاد شهریار به حیدربابای خود با اجرای ربابه مراداووا گوش می داد و...؟
_نظر استاد شهریار در رابطه با پیشه وری و حکومت ملی آزربایجان در سال ۱۳۲۴ چه بود؟
جواب:
استاد شهریار همیشه با اجرای ربابه مراداووا ساعت ها در حالت سکوت به تفکر می رفت و ...
در مورد حکومت ملی آزربایجان و پیشه وری:
زمانی که در تهران بودیم هر سال در ۲۱ آزر ارتش محمدرضاه شاه با عنوان "روز نجات آزربایجان" رژه می رفت.
در تمامی سال ها استاد شهریار در خانه و در جریان این رژه و در دیگر روزها میگفت:
"ندیرین؟نه اولوب؟ ۱۳۲۴ اینجی ایلده آزربایجان سیزین ظولموزدن بتر نجات تاپمیشدی آمما الله شیطانا لعنت ائلسین" و بعد با حسرت از یک سال استقلال آزربایجان یاد می کرد.
اما در مورد پیشه وری:
هادی شهریار ادامه داد پدرم همیشه از پیشه وری به نیکی یاد می کرد و میگفت نیما یوشیج در زندان رضاخان پیشه وری را دیده بود و همیشه از وی بعنوان مرد روزهای سختی یاد می کرد.
هادی شهریار در ادامه گفت تکیه کلام استاد شهریار در رابطه با سید جعفر پیشه وری چنین بود و اینطور یاد می کرد:
"بقول نیمایوشیج دکتر پیشه وری پیغمبر صیفت ببر کیشی "
حسن کریمزاده