حفظ و بقای هر رژیم با هر ایدئولوژی، از وظایف و ارکان اصلی نیروهای امنیتی و انتظامی آن نظام میباشد.
کشور ایران که چهار دهه سابقه جمهوریت را با پسوند اسلامی یدک میکشد یکی از عجیبترین سیستم حکومت جمهوری را دارا میباشد. نظامی که سه دهه قبل از اتفاقات بهار عربی، با شعار برادری ـ برابری و مقابله با سلطهی استعمارگران خارجیِ پیدا و پنهان و با جانفشانی بی مثال تودهی پابرهنگان و دهقانان شهری و روستایی پا به عرصهی وجود گذاشت. صرف نظر از شعارهای تند ایدئولوژیک حاصل از جوّ انقلابی که البته در هر کشور انقلاب زده ناگزیر ظهور و بروز میکند، برخی شعارهای بنیادین انقلاب اسلامی همچنان با شدت اوایل انقلاب در بوق کرنا دمیده میشود.
اگرچه جورج اُروِل (نویسنده ی شهیر انگلیسی) در شاهکار خود [قلعه یا مزرعه ی حیوانات] صریحاً اینگونه انقلابها را محتوم و محکوم به شکست نموده است، در اثر دیگرش با نام [ ۱۹۸۴] نه به صورت تلویحی بلکه آشکارا، جهت بقای اینگونه نظامها، غیر مستقیم آموزش میدهد که از همان ابتداء با روشن شدن ضعفها و ناکارآمدی انقلابیون در ادارهی دمکراتیک و عادلانه بر اساس وعدههایشان، میتوانند با سمپات و تزریق توهّم توطئه چند صباحی بیشتر بر اریکهی قدرت باقی بمانند.
به نظر میرسد؛ یکی از عمده دلایل ناکامی انقلابات جهان سوم به دلیل قبضهی قدرت توسط انقلابیون از جانب طبقهی ضعیف و بدون تخصص در علوم مختلف حکومتداری است که بدون ضابطه به نام انقلابیون و سران صف شکن بناگاه خودشان را در اوتوپیا (آرمان شهر) خود در می یابند. نیازی به گفتن نیست که انقلابیون عاصی به دلیل سالها تحقیر و شرایط اجتماعی نامتناسب با معیارهای شاخص انسانی، و انباشت عقدههای حاصل از عدم مناصب و موقعیت ممتاز اجتماعی، بر خلاف امیال باطنیشان در کوتاه مدت از یک دیکتاتور بالقوه تبدیل به یک دیکتاتور بالفعل میگردند. و آنگاه است که در مییابند: کار هر بز نیست خرمن کوبیدن ...
به استثنای انقلابیونی که در زمینههای مختلف علوم اکتسابی و مخصوصاً در رشتههای سیاست ـ روابط بین الملل ـ مدیریت بحران ـ حقوق انسانی ـ و علوم اجتماعی و... دارای تحصیلات و تخصص آکادمیک بوده و یا به معنای واقعی دارای سرشت انسانی و وجدان پاک و حقیقی بوده باشند.
همانطوری که در اول مطلب ذکر گردید؛ نظام فعلی جمهوری اسلامی ایران در بین سیستمهای جماهیری در نوع خود بی نظیر است. زیرا رئیس جمهور بر خلاف معنا و مفهوم واقعیاش در این کشور نه تنها رئیس جمهور نیست، بلکه از نظر رتبه بندی سیاسی میتوان گفت که شاید در ردهها و یا رتبهی زیر ۵ قرار دارد.
با این مقدمهی واضح، هنگامی که در موضوعات امنیت ملی توسط یکی از ارگانهای رسمی دولت هنجارشکنی میشود، رئیس جمهور میتواند خودش را به راحتی و اتوماتیک وار از تیغ نقد و انتقاد آحاد جامعه مصون بدارد.
در طول حدود چهل سال از عمر انقلاب اسلامی ایران، علیرغم شعارهای استکبار ستیزی و مقابله با نفوذیان لابی فراماسونها و تأکید بر حفظ استقلال مرزهای سیاسی کشور، متأسفانه مشاهده میگردد که هنوز هم نسبت به سیاستهای کلان رژیم گذشته مبنی بر ایجاد (یک دولت ـ یک ملت) در کشوری کثیرالمللة همچون ایران، هیچگونه تغییر بنیادین صورت نگرفته است. استعمار داخلی و تاراج ملل مختلف ایران و دارای ذخایر فسیلی و معادن غنی و سرشار به نفع مرکز نشینان کویری و همراستا با آن جهت توجیه این قبیل اعمال ظالمانه، ممنوع و محدود کردن حقوق ملی و مدنی ملل و ائتنیکهای ساکن ایران، با چماق حفظ تمامیت ارضی و شاید هم (عرضی و طولی) کشور، گاهاً شرارت و جسارت از آن نیز فراتر رفته و به صورت سیستماتیک با استفاده از رسانه میلی همچون صدا و سیما و مطبوعات رسمی کشور از قبیل روزنامهها و مجلات داخلی مانند «ایران ـ قانون ـ طرح نو ـ بولتن داخلی بانک صادرات و...» عملاً بر خلاف شعارهایی مبنی بر حفظ وحدت ملی، بر طبل نفاق و جنگ داخلی میکوبند.
اگرچه در اوایل این قبیل اعمال مرموز در حدود هر یک دهه یکبار اتفاق میافتاد. اما از دهه ی ۹۰ شمسی به بعد و با بیداری ملی ملل و اقوام مختلف ایرانی و به چالش کشیده شدن حاکمیت، روند توهین و تخریب ملل و اقوام ایرانی، مخصوصاً تورکها شدت یافته است. از ماجرای پرسشنامه ی وهن آلود دانشکده صدا و سیما تا مطلب سوسک روزنامه ایران و فتیلهی شبکهی دو و در این اواخر دسته گلی که طرح نو به آب داد و همچنین اظهارات نژادپرستانهی مشاور فرهنگی اقوام رئیس جمهور و در ادامه افاضات سخیف وزیر آموزش و پرورش و اندکی بعد فضولی «روزنامه ی ورزشی ایران» در مورد باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور (محبوب تورکها) که بگذریم و وعدههای توخالی و دروغ آشکار رئیس جمهور فورمالیته (عطف به توضیحات در مقدمه) را نیز نادیده بگیریم، سربازان گمنام امام زمان ع که مدعی رصد کوچکترین تحرکات ضد امنیت ملی هستند، و مستقیماً زیر نظر ولی فقیه و رهبر انقلاب اسلامی فعالیت دارند، با سکوت معنی دارشان در مواجهه با موارد مذکور و اتفاقات مشابه که آخرین مورد آن توسط شبکهی مختص کودکان (پویا) تهیه و پخش شده که در آن انیمیشن، صریحاً کاراکتر مغازهدار محتکر و سارق را یک شهروند تورک زبان نشان میدهند!..
علامت سوأل بزرگی در ذهن فعالان ملی و روشنفکر ایجاد میکند. البته واضح است که ایادی لابی صهیونیسم جهانی در داخل ایران به طرزی کاملاً حساب شده، نوک حملات ناجوانمردانه و تحقیرات قومی را به اذهان کودکان معصومی نشانه رفتهاند که مغزشان بسان آینه پاک و مانند مموریها و هارد دیسکهای سخت افزاریِ آکبند، مستعد پر شدن از انواع دیتاهایی میباشند که این خائنان بی شرم سعی در پرکردن آنان با مفروضات آنتی تورک را دارند. تا در آینده براحتی و با پیش زمینهی ذهنی مناسب، جهت منکوب کردن تورکان در ایران که تا صد سال پیش مدام در مقابل زیادهخواهی آنان با درایت و رشادت تمام ایستاده بودند راهی سهل الوصول داشته باشند.
در پایان باید اندیشید و پرسید؛ آیا رهبر ولایی انقلاب اسلامی، بر خلاف امیال باطنیاش در دست عدهای خائن گرفتار شده و عاجز از ریشه کنی این قبیل فتنه ها یکبار برای همیشه با صدور حکم حکومتی است؟ و یا سربازان گمنام امام زمان هم آوا و همدست با مدیران رسانهها و مخصوصاً صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در حال خنجر زنی از پشت به ایشان هستند!.
شاید هم آخرین تیر و ترکش عوامل نفوذی اپوزسیونهای سلطنتطلب برای شکستن سکوت سیاسی تورکان است که اینگونه خودنمایی میکند. شاید هم کادر سازی اپوزسیونهای جمهوری اسلامی ایران، وابسته به محافل لندن و واشنگتن در داخل نظام از زمان قدرت گرفتن احمدی نژاد، با استفاده از تجربیات عملی شان که یاد گرفتهاند: در قیامها و خیزشهای تودهی معترض بر علیه حاکمیت، به سران و مأمورن ضد شورش و امنیتی توصیه شده است «تا زمانی که مراکز صدا و سیما توسط مردم معترض فتح نشده است با تمام توان ایستادگی کنند و بعد از آن دیگر مقاومت بی فایده است و بهتر است جهت حفظ جانشان به صفوف مردم بپیوندند». زیرا در آن صورت مخالفان رسماً به تریبون و رسانهی ملی دست یافته و اعلام موجودیت خواهند نمود. شاید...