دکترمحمد دبیرسیاقی؛ لغتنامه نویس و تنها بازمانده از حلقه شاگردان علیاکبر دهخدا درگذشت.
دکتردبیرسیاقی علاوه بر نوشتن آثار بسیاری در زمینه لغت و ادبیات فارسی، گردآوری دیوان دهخدا و نویسندگی خاطرات دهخدا (از زبان خود استاد) را برعهده داشت.
علیاکبر دهخدا و محمد دبیرسیاقی هر دو قزوینی و هر دو ترک بودند ولی هیچکدام کمترین خدمتی به زبان و ادبیات خود نکردند. از دهخدا تنها دو شعر به زبان ترکی باقی مانده است. دوبیت ابتدایی شعر دهخدا را که در شماره 23 روزنامه صوراسرافیل و خطاب به روزنامه ملانصرالدین نوشته بود را باهم میخوانیم:
قافقازدا دایان کئچنده بیرآز، مندن یئتیر ای صبا بیر اعزاز، چوخلوجا سلام او بیقرینه، تیفلیسده کی ملانصرالدینه.
دهخدا در مواردی هم که از شعر یا نوشتهای ترکی اقتباس کرده و نظیرهای به آنها نوشته، به منبع و مرجع اقتباس اشاره نکرده است که در این میان میتوان به اشعار علیاکبر صابر که دهخدا نظیرههایی به آنها نوشته اشاره کرد. دهخدا نظیره و اقتباسی از شعر «یاد ائت منی بیر دقیقه یاد ائت» سروده اکرم رجایی را با عنوان «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» سروده است که شهرت بسیاری دارد.
تنها اقدامی هم که دبیرسیاقی برای زبان و ادبیات خودش کرد ترجمه و چاپ دیوان الغات الترک به زبان فارسی بود. ولی از آنجا که دکتر دبیرسیاقی هیچ تبحری در لغات کهن زبان ترکی نداشتند این تنها اقدام ایشان نیز بسیار نامفهوم و ضعیف از آب درآمد.
دیوان الغات الترک لغتنامهای ترکی-عربی است که نهصدوپنجاه سال پیش توسط محمود کاشغری نوشته شده است. در این کتاب واژگان ترکی و معادل عربی آنها، طبق قواعد صرف زبان عربی گردآوری شده است تا خوانندگانی را که به زبان عربی آشنایی داشتهاند با زبان، فرهنگ، تاریخ و ادبیات ترکها آشنا سازد. لازمه ترجمه دیوان الغات الترک داشتن اشراف به زبانهای عربی و ترکی است خاصه آنکه لغات متعلق به هزارسال پیش زبانها و لهجههای مختلف ترکی در این دیوان به چشم میخورد. برای همین نه تنها آوانگاری لغات ترکی در دیوان چاپ شده توسط دبیرسیاقی پر از اشتباهات فاحش است بلکه معادلهای بکار رفته فارسی نیز چنان نامأنوسند که میتوان این تنها اقدام دبیرسیاقی در زمینه زبان و ادبیات خودش را به حساب نیاوریم.
گذشته از فقر علمی دکتر دبیرسیاقی، در خصوص زبان ترکی نباید از افکار وی غافل شویم. ایشان در صفحه سیوپنج این کتاب زبان ترکی را زبانی تحمیلی میداند و گاهگاهی نیز در ترجمه عبارات دست به تحریف میزند. برای مثال در صفحه هفده و هجده کتاب حین وصف مقبره محمود کاشفری مینویسد که شعرهایی به زبان و خط فارسی اویغوری در مقبره نوشته شده است. حال آنکه خط و زبانی با نام فارسی اویغوری وجود خارجی ندارد و این نمیتواند زیبنده یک محقق باشد.