غالباً پوپولیسم به برنامههای بیش از حد عامیانه و یا مورد علاقهی گروههای معینی از مردم نسبت داده میشود. اما این یگانه تعریف پوپولیسم نیست. تعاریف دیگری هم وجود دارد که پرداختن به همهی آنها در این نوشتهی کوتاه تلگرامی لازم به نظر نمیرسد. در صورت علاقهمندی، شما نیز میتوانید با نگاهی گذرا به مشخصات پوپولیسم تعریف خود را از آن ارائه نمائید.
نقطهی گرانیگاه پوپولیسم "مردم" است. پوپولیستها به نام مردم و برای مردم تلاش میکنند. البته تعداد و کمیت برایشان فوقالعاده اهمیت دارد. چون تعداد بیشتر و اکثریت هم برایشان مشروعیت میآورد و هم نیروی قدرتمندی فراهم میآید که هر نیروی مخالف را میتوانند خرد کنند.
همینجا باید متذکر شویم که مردمگرایی پوپولیستی با اصل فردگرایی لیبرالیسم کاملاً متفاوت است. پوپولیستها جمعگرا هستند نه فردگرا، و بدینخاطر است که هرگاه در کشوری که به اقتدار عالی دست یافتند، حکومتهای استبدادی و بسیار بزرگ تشکیل دادند که به راحتی خط تمایز حوزهی خصوصی از حوزهی عمومی را زیر پا میگذاشت. اما لیبرالها برای حفاظت از فرد و حوزهی خصوصی افراد از دستاندازی حکومت تا توانستند بال و پر حکومت را زده و کوچکش کردند.
دومین مشخصهی پوپولیستها نخبهستیزی آنهاست. پوپولیستها با هر نخبهای اعم از دانشگاهیان، روشنفکران، کارآفرینان و سرمایهداران سر ستیز دارند و با زبان گزنده و گزافهگوی، تصاویر بسیار منفی و پلید از نخبگان ارائه میدهند.
از دیگر مشخصات پوپولیستها دشمنی آنان با دمکراسیِ نمایندگی و در نتیجه با احزاب و سازماندهی میباشد. پوپولیستها به ظاهر طرفدار پر و پا قرص دمکراسی مستقیم و معتقد به حضور و نظرخواهی مستقیم از مردم در مورد هر مسئلهی سیاسی، اقتصادی و ... میباشند.
از دیگر مشخصات پوپولیستها میتوان به اعتقاد آنها به تئوری "توطئه" نام برد. آنان بر این باورند که نخبگان صنعتی، دانشگاهی و ... برای پیشبرد و تأمین منافع خویش دائماً در خفا در حال توطئهچینی هستند.
بعد از این مباحث نظری، سؤالی که خواه ناخواه مطرح میشود این است: آیا احتمال پوپولیستی شدن جنبش بیداری ملی تورک وجود دارد یا خیر؟
اولاً پوپولیسم در جامعهای زمینهی بروز مییابد که چرخهای سیاسی، اقتصادی و ... آن جامعه به خوبی نچرخد. به عبارت دیگر پوپولیسم از نشانههای بالینی بیماری جامعه است.
دوماً احزاب و سازمانهای منتسب به جنبش به دلایل مختلف از آن جمله موانع ساختاری فاقد کارکردهای حزبی هستند.
بنابراین با توجه به موارد بالا و سوء تغذیهی تئوریک جنبش (نوشتههای در حد انشاءهای دبیرستانی صمد بهرنگی بسان متون مقدس مورد ستایش قرار میگیرند.) به نظر این دانشجو خطر پوپولیسم در جنبش وجود دارد.
دانشآموختهی علوم سیاسی