"تکیه بر جای بزرگان نتوان زد، مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی."
افراد و حکومتهای مختلف در قالب نظامهای سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی ـ و... برای بزرگ شدن در عرصه های مختلف مخصوصاً در جوامع مدرن، نیاز مبرم به رعایت مفهوم ضرب المثل بالا را دارند.
درجهان ما هر قوم و ملتی بلاشک دارای پیشینه و تاریخ تمدن مخصوص به خودشان بوده و ردپایی از آثار تمدنشان صرف نظر از غنا و فقر در جغرافیای مختص به خودشان را به یادگار گذاشته اند.
در این میان بر آنیم تا نحوه ی برخورد دو نظام سیاسی حاکم بر کشورهای آمریکا و ایران را در رابطه با داشته های فرهنگی و باستانی رئال خودشان، به صورت ملموس مقایسه و نتیجه گیری را به خوانندگان عزیز واگذار کنیم.
تاریخ قارهٔ آمریکا: (آمریکای شمالی، جنوبی، مرکزی و کارائیب) از زمان مهاجرت مردمان آسیایی در اوج یک عصر یخبندان به این قاره آغاز میشود.
طبق نظر زمین شناسان حدود ده هزار سال است که انسانها در قارهٔ آمریکا زندگی میکنند. قاره آمریکا توسط کریستف کلمب و در سال ۱۴۹۲ کشف شد اما او به اشتباه فکر کرد که آنجا هندوستان است. مدتها بعد آمریگو وسپوچی اعلام کرد که این قاره جدیدی است.
کشور آمریکا بعد از مهاجرت نخبگان سایر جوامع از قاره های مختلف و کش و قوس های فراوان بین بومیان سرخپوست و مهاجران مسلح به تکنولوژی مدرن رو به گسترش آن روزگار، بالاخره بعد از جنگهای استقلال طلبانه ی طولانی مدت که سرخپوستان همراستا با مهاجران جهت نیل به استقلال جانفشانی کردند سرانجام به تاریخ ۱۷۸۳ طبق معاهده ی پاریس استقلال خود را رسماً اعلام کرد.
اقوام سرخپوست آمریکای شمالی از بازماندگان گروههایی هستند که در حدود بیست هزار سال پیش از میلاد از نواحی سرد شمال سیبری گذشته و به قاره جدید وارد شده بودند. برخلاف ساکنان مزوآمریکا و نواحی متمدن آمریکای مرکزی و جنوبی، سرخپوستان آمریکای شمالی چندان متمدن نبوده و حالتی نیمه بدوی داشتند. بیشتر اطلاعاتی که امروزه از گذشته سرخپوستان ساکن در ایالات متحده داریم از گزارشهای اروپاییان بدست آمدهاست. برخورد میان اروپاییان تازهوارد و ساکنان قدیمی در سرزمین آمریکا، بحرانها و تضادهایی بوجود آورد که تا مدتها به صورت جنگ و کینه ادامه پیدا کرد.
کریستوف کلمب پنداشته بود که سرخپوستان آمریکای مرکزی، هندی هستند. از این رو امروزه در بیشتر زبانهای اروپایی بومیان قاره آمریکا را هندی (به انگلیسی: Indian) میخوانند. پس از ورود اروپاییان، سرخپوستان آمریکایی با بیماریهای همهگیر، نابودی فرهنگ و از دست رفتن خاک روبرو شدند. برخی قبایل سرخپوستان به مدت دو قرن در بردگی سفیدپوستان بودند، و برخی دیگر در جنگها و پاکسازیهای قومی همانند کشتار ووندد نی به نابودی کشانده شدند.
در سال ۱۸۳۰ اندرو جکسون دستوری صادر کرد که به نام قانون سرخپوستزدایی (به انگلیسی: Indian Removal Act) مشهور گشت. بر اساس این دستور، سرخپوستان از زمینهای خود واقع در شرق آمریکا به سمت زمینهای بایر واقع در غرب رود میسیسیپی مهاجرت داده شدند. مهاجرت بزرگ قوم چروکی در سال ۱۸۳۸ از جورجیا به سمت غرب، از همین گونه مهاجرتهای دولتی بود که به «رد اشکها» (به انگلیسی: Trail of tears) شهرت پیدا کرد. در این سفر ۲۰۰۰ کیلومتری، ۴۰۰۰ سرخپوست جان خود را از دست دادند. این سرخپوستان به زمینهای مخصوصی در غرب آمریکا مهاجرت داده شدند که امروزه به زمینهای رزرویشن (به انگلیسی: reservation) یا اختصاصی معروفند. این زمینها در سال ۱۸۳۴ و به دستور کنگره آمریکا برای سرخپوستان در نظر گرفته شدند. سرخپوستان در جنگهای داخلی آمریکا از مبارزان فعال بودند. پس از پایان این دوره از جنگها و آزادی سیاهپوستان در آمریکا، سیاست همسانسازی علیه سرخپوستانی که به امید پایان تنش وارد جنگ شده بودند آغاز شد.
در قرن نوزدهم جورج واشینگتن و هنری ناکس تصمیم به متمدن کردن بومیان آمریکا گرفتند و همین موجب بروز شدیدترین درگیریها میان آنها شد. در پی این رویدادها، جنگهای سرخپوستان شدت گرفت. گرچه پیروزی معمولاً با نظامیان جمهوری آمریکا بود اما سرانجام در سال ۱۹۲۴ دولت آمریکا حق شهروندی سرخپوستان را پذیرفت و از آن زمان تا کنون آنان با حفظ حقوق قومی و مالکیت سرزمینی به عنوان شهروند آمریکا محسوب میشوند.
امروزه ۲۲۵٬۰۰۰ کیلومتر مربّع از سرزمین ایالات متحده آمریکا به صورت خودمختار در اختیار سرخپوستان قرار دارد. این زمینها همان زمینهای جایگزین یا اختصاصی قرن نوزدهم هستند. این زمینها تحت سرپرستی دفتر امور سرخپوستان قرار دارد که خود زیر نظر وزارت کشور ایالات متحده آمریکا است. سرخپوستان آمریکا امروزه در بسیاری از مناطق، استقلال فرهنگی و تاحدودی سیاسی دارند. تلاشهایی برای تحکیم ریشههای قومی خود دارند و زبانهایی که بدانها صحبت میکنند تا حدودی محافظت شده قلمداد میشوند. برخی از آنها هنوز به شیوه زندگی سنتی و روستایی خود با آداب قبیلهای ادامه میدهند که بیشتر در نواحی جنوبی هممرز مکزیک سکونت دارند. در سال ۲۰۰۳ جمعیت آنان در جامعه آمریکا ۲٬۷۸۶٬۶۵۲ برآورد شد که از این میزان ۴۱۳٬۳۸۲ نفر در کالیفرنیا، ۲۹۴٬۱۳۷ در آریزونا و ۲۷۹٬۵۵۹ تن در اوکلاهاما بسر میبردند. همچنین این گروه دارای نسبت بالایی از الکلیسم در درون خود است. آژانسهای فعال بومیان آمریکا تلاش دارند تا با حفظ ریشهها و هنجارهای سنتی، در راستای بهبود شرایط بهداشتی و فرهنگی این گروه گام بردارند.
اما با همه ی این تفاسیر، امروزه دولتمردان آمریکا اعم از جمهوریخواه و دمکرات بستری فراهم کرده اند که درآن سعی وافری برای حفظ آداب و رسوم و بهبود کیفیت معیشتی سرخ پوستان انجام میگیرد. برابر بندهای مختلف قانون اساسی ایالات متحده ی آمریکا (USA) هر فرد سرخپوست آمریکایی در هنگام ازدواج اگر برای خود زوج و یا زوجه ی همنژاد ( سرخپوست) را انتخاب کند به محض ثبت در دفاتر رسمی ازدواجشان یک باب منزل مناسب به رایگان از دولتهای محلی دریافت میکنند. همچنین استفاده از خطوط هواپیمایی در مسافرتهای داخلی برای زوجهای سرخپوست در طول حیاتشان کاملاً رایگان است. نظام شیطان بزرگ جهت تقویت بنیه ی مالی و حفظ تمدن سرخپوستان، لوایحی را به تصویب مجلس سنا رسانده است که امتیاز مهمترین مراکز سود آور و اقتصادی کشور مانند کازینو ها ـ هتل های معروف ـ رستورانها ـ مراکز خرید زنجیره ای و... در اختیار و انحصار خانواده های سرخپوستان قرار دارد. علاوه بر اینها هر زوج سرخپوست در صورت استخدام در ادارات و کارخانجات یا کارگاههای کوچک و بزرگ مختار است که به دلخواه و هر زمان که بخواهند بر سرکارشان حاضر و یا غایب باشند بدون آنکه تهدید به اخراج و یا کسر حقوقشان شوند.
حال این موضوع را مقایسه کنید با نحوه ی برخورد حاکمان صد سال اخیر ایران با حقوق فرهنگی ـ مدنی ـ سیاسی ـ اقتصادی شهروندی و... تورکان که کمرهمت به نابودیشان بسته شده است. از صدور شناسنامه ی مجعول آذری ـ فاذری برای تورکان و جعل تاریخ پر افتخارشان تا تحقیر و آسیمیلاسیون سیستماتیک ملت تورک با شعبات مختلف آزربابجانی ـ خوراسانی ـ قاشقایی ـ تورکمنی و... بگیرید تا تغییر اسامی با مسمای اماکن ـ افراد و حتی رودخانه ها و دشتهای آزربایجان.
اینک با احتساب جمیع جهات مشروحه ی فوق الذکر، اعمال کدام کشور شیطانیست و کدام یک انسانی؟