در اکثر مواقع کارت دعوت به عروسی به زبان ترکی چاپ میشود ولی کمتر کسی آگهی ترحیم اموات را به زبان ترکی چاپ میکند و اگر از صاحب عزا در این خصوص پرسیده شود جواب میدهد که انصافاً دلت خوشه، بابای من فوت کرده آن وقت تو از من میپرسی چرا آگهی را به زبان ترکی ننوشتی فکر میکنی در آن لحظه حال و روز من خوش بود؟
از قرار معلوم ترکی نویسی مال لحظات خوشی و بزن و برقص است و وقتی حال خوشی نداری فارسی نویسی تسکینت میدهد. زبان بیان توامان غم و شادی است، تقسیم وظایف زبان نشانگر وجود نقص و بیماری در جامعه متکلمان آن است که زبانی را مناسب لحظات اضطرار نمیدانند.
وقتی کسی همه مشخصات خود را به ترکی میگوید و کدملی، رمزکارت یا شماره تلفن خود را به فارسی میگوید. وقتی علت این امر را از او جویا میشویم جواب میدهد که من عجله دارم و تو داری از من اصول دین میپرسی. گفتن ارقام به فارسی سرعت کاری کسی را زیاد نخواهد کرد اما این پاسخ نشانگر آن است که آن شخص زبان خود را از لحظات اضطرار خارج کرده است.
علت دیگر عدم چاپ آگهی ترحیم ترکی این است که ترکی در ایران به زبان فضای خصوصی تبدیل شده است و جایی در فضای عمومی ندارد. البته جز تاسوعا و عاشورا که هیبریدی بدقواره از ترکی و فارسی در فضای عمومی خوش رقصی میکند. کارت دعوت به عروسی توسط شخصی و به شخص دیگر داده میشود و کاملاً مربوط به فضای خصوصی است ولی آگهی ترحیم در اماکن عمومی نصب میشود برای همین زبانی که از عرصه عمومی رانده شده است به این راحتی جرات و جسارت حضور در آن را پیدا نمیکند. این همان افکار امثال حدادعادلهاست که میگویند آنها آزادند ترکی را در جمع خانوادگی خود و فضاهای خصوصی و شخصی استفاده کنند ولی فضای عمومی هرگز.
گاهی نهادهای امنیتی آگهی ترحیم ترکی را تبلیغ به نفع یک عقیده قلمداد کرده و اقدام به کندن آنها از دیوارها میکنند. آن مامور نمیداند که زبان یک عقیده نیست ولی دستوردهندگان او میدانند که باید زبان را از ماهیت اجتماعی آن تهی کرده و در قالب یک عقیده به نمایش گذاشت تا بتوان اجازه حضور آن در فضای عمومی را باطل کرد.
از طرف دیگر زبان ترکی نیز روز به روز به درون خود خزیده و خصلت عمومی خود را از دست میدهد و تبدیل به شاخصی برای فضای خصوصی میشود. در فضاهایی مانند تهران ترکی صحبت کردن نشانه نوعی صمیمت و داشتن رابطه عاطفی و شخصی است. دو نفری که باهم ترکی صحبت میکنند با وجود همه تفاوتها در یک فضای حسی و علاطفی قرار میگیرند و حس همشهری بودن فضا را پر میکند. برای همین خانمها، خصوصاً خانمهای جوان نمیتوانند با راننده اسنپ وتاکسی و فروشنده مغازه ترکی صحبت کنند زیرا ترکی شائبه صمیمیت و داشتن رابطه خصوصی را ایجاد میکند. وارد شدن در زبان ترکی وارد شدن در حریم همدلی است و استفاده از زبان فارسی دیواری است بین خانمها و مردان تا بیش از حد نزدیک نشوند. بدین طریق زبان ما با از دست دادن یک نقش اجتماعی دیگر تبدیل به زبان مردان میشود.