رضاخان در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ شمسی در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران در یکی از خانواده های ایل پالانی بدنیا آمد. (قدیانی، عباس، تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران در دوره پهلوی اول، انتشارات فرهنگ مکتوب، تهران، ۱۳۹۱، ص: ۸۴) پدرش عباس علی خان یاور معروف به داداش بیک و مادرش نوش آفرین خانم از ترکان آذربایجان شمال ارس بود. ( قدیانی، ص: ۹)
بدین خاطر هست که آبراهامیان وی را منسوب به خانواده ترک زبان می داند. (آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، نشر مرکز، تهران، ۱۳۷۸، ص: ۱۰۶. گرچه نویسندگان کتاب پهلویها بی هیچ دلیلی ترک تباری وی را رد می کنند.قدسیزاد، پروین و دیگران، پهلوی ها، نشر کتاب مرجع، تهران ۱۳۹۳، ص: ۱) مورخین از بدرفتاری اهالی آلاشت با این خانم به سبب بیگانه بودن روایتهایی نقل می کنند. همسر رضاخان یعنی تاج الملوک آیرملو وی را از مهاجرین باکویی و اصل و نسب ترکی می داند که ترکی را بخوبی صحبت می کرده است. (تاج الملوک، خاطرات ملکه پهلوی، موسسه انتشارات به آفرین، چاپ دوم ۱۳۸۰، ص: ۲۶)نه ماه پس از فوت عباسعلی خان، سرهنگ ابوالقاسم بیک آیرملو برادر نوش آفرین قیمومیت وی را برعهده گرفته و سرتیپ نصرالله خان آیرم، سردار ارشد نیز ناظر بر کارهای مالی و دریافت مستمری و هزینه های او باشد. نوش آفرین چندی بعد دوباره ازدواج کرده و برادر ناتنی رضا به نام « هدیک جان» متولد می شود که رضاشاه بعدا نام وی را به هادی تغییر داد و مسئولیتهایی هم در ارتش به او سپرد. محمد ارجمند که سالها در دربار رضاخان حضور داشته و از نزدیک با او در ارتباط بوده راجع به تحصیلات رضاخان می نویسد: « رضاشاه پهلوی در طفولیت و جوانی تحصیلاتی نکرده بود. سواد فارسی او کم بود و منحصر به خواندن مراسلات خوش خط و روزنامه بود. خط فارسی او خوب نبود و در املا و انشا نیز بسیار ضعیف بود. زبان روسی را در قزاقخانه آموخته بود و گاهی ترکی صحبت می کرد ولی بیانش بسیار محکم و منظم بود.».( ارجمند، محمد، شش سال در دربار پهلوی، خاطرات محمد ارجمند سرپرست تلگرافخانه مخصوص شاه، انتشارات پیکان، تهران، ۱۳۵۸، ص: ۱۱۷. نویسندگان کتاب پهلوی ها با غرض تمام ترکی صحبت کردن وی را ندیده گرفته اند. ر.ج. پهلوی ها، ص: ۱)
رضاخان در ۱۵ سالگی وارد قزاقخانه شد و مراتب تدریجی ارتقا را پیمود. وی درجه سلطانی ( سروان) را پس از سرکوب شورش شاهسونان آذربایجان دریافت کرد. ( قدیانی، ص: ۲۰)همسر رضاخان نیز تاج الملوک دختر میرپنج تیمورخان آیرملو بود (پسیان، نجفقلی، معتضد، خسرو، زندگی رضاشاه از سوادکوه تا ژوهانسبورگ، نشر ثالث، چاپ پنجم ۱۳۸۸، ص: ۲۵۹) که با فرهنگ و تمدن آذربایجانی بزرگ شده بود و به ترکی صحبت می کرد. آشنایی رضاخان با خانواده تیمورخان ایرملو را به زمانی نسبت می دهند که در یکی از جنگهای روسهای بلشویک با قزاقهای تابع انگلیسی ها ، رضاخان جان تیمورخان را نجات داده بود در حالیکه قبلا اشاره کردیم رضاخان کاملا با طایفه آیرملو آشنایی و حتی قرابت نسبی داشت.