خیلی ساده است، حتی اگر هیچ چیزی ندانی باز هم میتوانی به عنوان یک «همه چیزدان در امور اقوام ایران» به استخدام یک تلویزیون، یک سایت، یک روزنامه یا یک موسسه درآیی و باقی عمر را به عنوان همه چیزدان و کارشناس امور بینوایان به نان و نوایی برسی.
امور مربوط به اقلیتهای ملی ایران همیشه جزء حوزههایی است که همگان میتوانند در آن ورود کرده و بعد از گرفتن ژست وطندوستی حقایق را رارونه نشان داده و آسوده باشند که گفتههایشان نه تنها مورد نقد قرار نخواهد گرفت بلکه تایید هم خواهد شد.
این حرفهای بی سروتهی که هر روزه در رسانههای جمعی در خصوص ترکها و سایر اقلیتهای ملی ایران نوشته یا گفته میشود و اتفاقهایی مانند بازیهای تیم تراکتور یا حوادث رخداده در ترکیه باعث شعلهورتر شدن آنها میشود، امر تازهای نیست؛ بلکه این روزها تنها به دلیل گسترش رسانههای عمومی بیشتر خودنمایی میکند.
وضعیت اکثر آثاری که در طول صد سال گذشته به عنوان بخشی از تاریخ و فرهنگ به خورد خوانندگان و شنوندگان داده شده است به اندازهی این مطالب فضای مجازی بیاعتبار، دروغ، غلط و ناقص بودند. تنها تفاوت آنها این بود که آن آثار از طرف افراد مشهورتر و مقبولتری نوشته میشد و رد یا اثبات نادرستی آنها به واسطه شهرت نویسندگانش سختتر بود. آن نویسندگان نیز در سایه نبود نقد آگاهانه عمری قدر دیدند و بر صدر نشستند.
برای مثال به جملهی زیر که توسط عباس اقبال آشتیانی در مقدمهای برای خاطرات حیدرخان عماوغلو تقریر شده دقت کنید. «مسلمین قفقازیه در سال 1900 میلادی تحت اراده و سرپرستی نریمان نریمان بکاوف انجمنی به نام کمیته اجتماعیون عامیون تشکیل دادند و این کمیته در سایر شهرهای قفقازیه شعبههایی داشت که از آن جمله شهر باکو بود و حیدرخان جزء اعضای آن به شمار میرفت. طبعاً غیرت اسلامی حیدرخان او را بر آن داشته بود که جهت مقابله با ظلم و تعدی تزار بر علیه مسلمین با یک عده از مسلمین غیرتمند در کار تشکیل این حزب سیاسی همدست شود».
حالا غلطها و ایرادهای این دو جمله را باهم مرور میکنیم.
یک: سال تاسیس حزب مورد نظر 1904 میلادی بود نه 1900میلادی
دو: حزبی که مسلمین قفقاز تشکیل دادند همت نام داشت، نه کمیته اجتماعیون عامیون
سه: آن حزب تحت اراده و سرپرستی نریمانوف تشکیل نشد، بلکه نریمانوف یکسال بعد به 1905 به عضویت حزب همت درآمد.
چهار: به تصریح همان متن خاطراتی که این مقدمه بدان نوشته شده حیدرخان اصلاً از تشکیل آن حزب اطلاعی نداشت تا چه رسد به اینکه عضو شعبه باکوی آن باشد.
پنج: در آن هنگام حیدرخان در ایران بود و نمیتوانست در تشکیل حزب با مسلمین غیرتمند همدست شود.
شش: آنچه که در حیدرخان وجود نداشت غیرت اسلامی بود
هفت: حزب همت با انگیزه اعتقادات اسلامی تشکیل نشده بود.
حجم بالای اراجیفی که در خصوص تاریخ و فرهنگ و سیاست مرتبط با اقلیتهای ملی ایران نوشته میشود ناشی از آن است که نویسندگان آنها هیچ چیزی در مورد جوامعی که در مورد ان قلمفرسایی میکنند نمیدانند و قصد یاد گرفتن هم ندارند. چون نیازی به دانستن هم ندارند، ولی باز هم اظهار نظر میکنند.
این موضوع همان فیل مولوی است که هر کسی در تاریکی قسمتی از بدن او را لمس کرده و پندارهای از آن برای خود ساخته است. کسی حاضر نیست از نزدیک با حقایق آن آشنا شده، یا به تاریکی آن نوری بتاباند.