حسین گوموش کمر آشیق دموکرات که ساز را در دست چپ و تفنگ را در دست راست گرفت و به مصاف ارتش پهلوی رفت.
آشیق حسین گوموش کمر،آشیق عبدالعلی،آشیق حسین جاوان،آشیق عزیز شهنازی،آشیق قشم و...جز هنرمندان و آشیق های هستند که باید عنوان سربازان صادق پیشه وری را به القاب آنان اضافه کرد. هنوز هم هر صخره کوه های میشو مرند ردپای آشیق قشم را در سینه خود حفظ کرده است که چگونه در سرمای زمستان مجبور به پناهنده شدن به این کوه ها شد.
اما ما در این یادداشت شما جوانان و نوجوانان حرکت ملی را با آشیق حسین گوموش کمر آشنا خواهیم کرد که در جریان یورش وحشیانه حکومت پهلوی به مثابه این شعر استاد نادر الهی عمل کرد و لقب "آشیق شهید" حکومت ملی آزربایجان را از آن خود کرد:
آیاغلانسان دوشمانا
تحقیرله پالاز کیمی
سازینی سات توفنگ آل
توفنگی چال ساز کیمی
وی در اواخر دهه 1880 در روستای ناغاراکی شهرستان اهر مرکز قاراداغ به دنیا آمده است مانند دیگر آشیق های آزربایجان جنوبی همچون میسکین اسد و آشیق عزیز شهنازی جز آشیق های مهاجر می باشد یعنی برای یاد گرفتن هنر آشیقی و امرار معاش اوائل به آزربایجان شمالی مهاجرت کرده و بعد مجددا به زادگاه خود بازگشته است.
آشیق حسین در هنر آشیقی مکتب گنجه آنقدر زود استعداد خود را نشان می دهد که توسط "دده علعسگر" به وی کمربند نقره ای آشیق ها عطا می شود ، آشیق حسین بعد از این به آشیق گوموش کمر ملقب می شود.
گفته می شود در سال های منتهی به تشکیل فرقه دموکرات آزربایجان به اهر باز می گردد و در اولین اقدام در کنار لباس آشیقی لباس دموکرات ها و فدائیان آزربایجان را به تن می کند.
بعد از یوروش ارتش پهلوی و اشغال آزربایجان در سال 1325 در لیست اعدامین قرار می گیرد علی رغم فراهم بودن شرایط جهت مهاجرت به شمال "آراز" ماندن در اهر و مبارزه تن به تن را انتخاب می کند و به تنهایی در مقابل ماموران حکومت پهلوی به مقاومت و مبارزه می پردازد.
باقی ماجرا را از زبان فرزندان آشیق بشنویم و بخوانیم پسر کوچکش آن موقع 6 ساله بوده است و اینگونه صحنه شهادت آشیق را تعریف میکند:
“ماموران شه پدرم را مقابل چشمان من با بیل و کلنگ تکه تکه کردند، ما سه پسر بچه بودیم و یک خواهر کوچک، همراه با مادرم به اهواز تبعید کردند، آنجا مادرمان با پختن نان ما را بزرگ می کرد اما دیری نپایید که غم و عشق شوهرش او را نیز از ما گرفت.”