هنگام انتصاب جناب شهریاری به استانداری آذربایجانغربی جملات زیر را در مخالفت با این انتصاب نوشته بودم: «خوب میدانم به مانند سایر اسلافتان نه از تاریخ چیزی میدانی و نه به فرهنگ وقعی مینهی. برای همین خواستم با ذکر گوشهای از تاریخ معاصر این خطه، علت این مخالفت را برایتان بازگو نمایم. نه اینکه امثال سعادتها و قربانیها (که اهل همین اورمیه بودند) چیزی از تاریخ و فرهنگ بارشان بوده باشد. اما بازهم میتوانستیم امیدوار باشیم که آنها چیزهای جسته گریختهای از بلاهایی که برسر این مردم آمده است شنیده باشند، اما شما از آن امکان هم بیبهره بودهاید.
آذربایجانغربی در طول صد سال گذشته در معرض جنایات بسیاری بوده است و دلیل این همه جنایت را هم میتوان در دو کلمه خلاصه کرد: اعتماد به اعتمادالدولههای فرستاده شده از تهران و پروراندن رانده شدهها».
قسمتهایی از شعر تقی رفعت که هنگام حمله جیلوها به اورمیه سروده شده بود نیز ضمیمه آن نوشته شد که دست بر قضا جناب استاندار بعد از شانزده ماه سعی در بیارزش جلوه دادن همان فاجعه جیلولوق کرد و همین تلاش نشان میدهد که واکاوی آن فاجعه هنوز مهم است.
اصلیترین علت مخالفت ما با مسئولان غیربومی در این نهفته است که وظایف استاندار با مسئول معادن تفاوت بسیاری دارد و باید چیزهایی از فرهنگ نیز بداند چون با عامل انسانی طرف است. عجیب آنکه جناب شهریاری در این فایل صوتی به این مهم اشاره کرده و میگوید که بهتر است در مناطق کردنشین از معلمان کرد استفاده شود و همین جمله سرآغاز خوبی است که از بالادستیها بخواهیم برای آدربایجانغربی و سایر استانهای ایران از مسئولان بومی استفاده کرده و از زحمات شهریاری تشکر کرده، ایشان را به خراسان شمالی بفرستند.