"من" واژه ای است که جهان با آن آغاز میشود. پایان "من" پایان جهان است.
انسانیت هر انسانی با درک او از خودش همخوان است. انسان جهان را در همان راستایی معنا میکند که "من" خود را معنا میکند. این سخن به معنای بی اهمیت دانستن ماتریالهای محیط نیست، البته که واقعیتهای موجود آفریننده هستی وجودی انسان هستند، ولی فهمی که انسان از محیط به دست می آورد، آفریننده معنای زندگی وی هستند. معنای زندگی مستقیما به درک انسان از "من" خویش وابسته است.
انسان تا متوجه "من" خود نشده است، متوجه محیط خود نیز نخواهد شد. محیط زمانی از انسان جدا میشود که انسان بین خود و محیط خط و مرزی قائل میشود، داخل خط و مرز، در مالکیت "من" است، بیرون خط و مرز، در مالکیت محیط. انسان از پشت شیشه عینک همین "من" است که محیطش را رنگ میدهد و می فهمد. وای به حال انسانی که درون "من" او پر از پلیدی هاست. چنین انسانی بیرون خود را نیز پلید خواهد یافت. پشت سر هر "خوب" محیط، به یافتن "پلید" ی تلاش خواهد کرد. و اگر در محیط واقعی آنرا نیافت در توهم خود آنرا خواهد آفرید تا "من" خود را رازی به پذیرش محیط کند.
"من" آغاز هر معنایی است که انسان به کل عالم هستی میدهد. اگر کسانی در این دنیا هستند که عالم هستی را موضوعی برای تحقیق و پژوهش و تعامل میبینند، به خاطر این است که "من" خود را محقق و پژوهشگر متعامل میابند، و اگر کسانی هستند که خود را اسیر بی اختیار و مقهور سرنوشتی محتوم از جهان هستی میدانند به خاطر این است که در "من" خود چنین معنایی از جهان دریافته اند.
انسان از طریق "من" خود، هم آزاد است هم اسیر. اگر کسی در "من" خود، خود را بی اختیار و اسیر میداند، در هرکجای جهان که باشد، خود را زیر دست دیگران خواهد دید و ناخودآگاه تلاش خواهد کرد، محیطی را برای خود بیافریند که به وظیفه زیردستی و نوکری خود عمل کند. حال فرق نمیکند چه زیر دست و نوکر محیط دشمن باشد چه زیر دست و نوکر محیط دوست.
جمله معروف "انسان حاصل اندیشه خود است" بر بنیان چنین تعریفی از انسان برقرار است.
در حرکت ملی آزربایجان نیز"من" مهم است. انسان حرکت ملی آزربایجان چه درکی از "من" خود دارد.؟ همین درک ظاهرا پیش پا افتاده و ساده است که آینده ما و جامعه ما را خواهد ساخت.
اگر انسان حرکت ملی آزربایجان در درون "من" خود، خود را فردی آزاد و خود گردان و مستقل ببیند، محیط خود را نیز چنین خواهد خواست و چنین خواهد ساخت، و اگر انسان حرکت ملی آزربایجان در درون "من" خود، خود را فردی زیر دست و نوچه و نیازمند آقا بالاسر میداند، در نهایت محیط خود را نیز چنین خواهد خواست و چنین خواهد ساخت. او، ناخودآگاه تلاش خواهد کرد محیطی را بیافریند که در آن آقا بالاسری دستور بدهد، تا او بتواند به وظایف زیردستی و نوکری خود عمل کند. البته که این خواست ضمیر ناخودآگاه، خود را تحت عناوینی همچون مبارزه با دشمنان فرضی یا واقعی، به سرانجام خواهد رساند. چنانکه این اتفاق برای انسان ایرانی در سال ۵۷ روی داد.
انسان حرکت ملی آزربایجان اول باید در درون "من" خود، مستقل و خود سامان باشد تا بتواند، جامعه ای مستقل و خود سامان بسازد. بقیه شعار است شعار است و شعار است.