دوران پهلوی اول را باید سالهای قتل عام نخبگان آذربایجانی در زندان های مخوف رضاخان بنامیم. دورانی که هنوز هم به دوران استبداد و سانسور و قتل و کشتارهای مخوف مشهور می باشد. سالهای خونباری که مخوفترین اعدامها و غارتگری ها علیه ترکها و آذربایجان در این دوره به وقوع پیوست. «سید جعفر پیشه وری» یکی از جان به دربردگان این دوره است که بعدها «حکومت ملی آذربایجان» را به مرکزیت تبریز تاسیس کرد. در کتاب «از زندان رضاخان تا صدر فرقه دموکرات» به تشریح قتل عام ها در این دوره خاصه در داخل زندان رضاخان از زبان پیشه وری بعنوان شاهد وقایع مذکور پرداخته شده است.
در این دوران تحقیرهای زبانی چندش آور و مشمئزکننده علیه قوم ترک و نیز شهرهای آذربایجان از طرف حکومت پهلوی و حتا شخص رضاخان براه افتاد. مملکت آذربایجان تقسیم شد و نام تاریخی خود را از دست داد و استانهای جدید به جای نام گذاری شماره بندی شدند.
فرهنگستان زبان فارسی تاسیس شد و در اقدامی فاشیستی اسامی تاریخی٬ طبیعی و جغرافیایی آذربایجان را عمدتا از ترکی به فارسی تغییر داد.
زبان فارسی و تاریخ پارسیان رسمیت یافت و حتی استفاده از زبان ترکی در مدارس با ممنوعیتهای شدید مواجه شد و بسیاری از اثار کم نظیر هنری و معماری به جای مانده از سلسله های ترک نژاد و خصوصا قاجاریه با خاک یکسان شد. شاید فقط در تهران و تبریز و اردبیل و زنجان و اصفهان دهها کاخ و کوشک و شاه نشین قاجاری با خاک یکسان شدند. بسیاری دیگر از این اثار نیز تغییر کاربری داده شدند و به وزارت خانه٬ سرباز خانه و حتی زندان تبدیل شدند.
دوره محمدرضا شاه:
در رابطه با دوره یکساله حکومت ملی آذربایجان به رهبری پیشه وری و عاقبت آن که هنوز شاهدان عینی آن دوره در قید حیات هستند، اگر ار این شاهدان سوال شود مشاهدات خود را چنین بیان خواهند کرد:
در آذرماه سال ۱۳۲۵ و به دنبال اشغال آذربایجان توسط ارتش ارتجاعی و سرکوبگر پهلوی، قتل عام وحشیانه مردم ستمدیده و بی پناه تبریز و زنحان دیگر نقاط آذربایجان، از آن جمله اورمیه، سراب، مشگین، اهر، اردبیل ،مراغه و … آغاز شد . در تبریز ارتش پهلوی و اربابها و دیگر محافل ارتجاعی، مسلح به مسلسل و تفنگ و قمه و غداره، به مساکن و منازل اعضا و طرفداران فرقه دمکرات هجوم برده و در نهایت بیرحمی، ساکنین آنها را مقتول میساختند. در آن روز غم انگیز در تاریخ آذربایجان، خیابانهای اصلی شهر تبریز پر از اجساد نیمه عریان انسانهای آزاده ای بود که توسط ارتش محمدرضا شاه کشته شده بودند.
بالاش آذراوغلو شاعر ملی آذربایجان که بعنوان گوینده رادیو در حکومت ملی آذربایجان مشغول فعالیت بوده است بعد از سقوط مرکز رادیو در روز ۲۶ آذرماه در خاطرات خود می نویسد هنگام خارج شدن از تبریز چندین دفعه مجبور شدیم از درشکه پایین آمده و جنازه ها را جهت باز کردن راه جابجا کنیم.
منابع آگاه و شاهدان عینی می گویند بیش از سی هزار تن از اهالی آذربایجان که شامل کودکان، زنان و پیرمردان میشدند، در نقاط مختلف آذربایجان (۱۲ استان)به قتل رسیدند.
حسن جداری از محققان و پژوهشگران معاصر ایران در این رابطه در مقاله ای می نویسد:
«باور کردنی نیست که در طول ۷۰ سالی که کشتار دسته جمعی مردم آذربایجان میگذرد ، درمطبوعات و رسانه های نیروهای سیاسی مترقی مخالف رژیم ، در زمینه این قتل عام ددمنشانه ، تنها در موارد نادری مطلبی نوشته شده است . بهمین جهت نیز، نسل جوان و افکار عمومی در ایران، از این نسل کشی وحشیانه و سبعیت و درنده خوئی غیر قابل تصوری که رژیم شاه در ماه های آخر سال ۱۳۲۵ شمسی درکشتارمبارزین خلق به پا خاسته آذربایجان مرتکب شد، خبری ندارد. هنوز هم که هنوز است بسیاری از گرایش ها و گروه بندیهای سیاسی چپ در سالگرد این کشتار دسته جمعی، در زمینه این حادثه هولناک و این جنایت عظیم تاریخی، در نشریات خود، مطلبی نمی نویسند. گوئی در سال ۱۳۲۵ ،آبی از آب تکان نخورده و قتل عام جنایت کارانه خونینی درآذربایجان اتفاق نیفتاده بود! سبب این کوتاهی و فراموشکاری چه چیزی جز اپورتونیسم صرف و شوونیسم، میتواند باشد. در جریان این کشتار وحشیانه بود که انبوه کتابها که درفاصله یک سال – بین ۲۱ آذر سال ۱۳۲۴ و ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵- حکومت فرقه، درآذربایجان به زبان ترکی انتشاریافته بود، از آنجمله کتابهای درسی مدارس در کتاب سوزانی های مشمئز کننده ارتجاع هار، طعمه آتش گردیده، به تل خاکستر مبدل شدند. کشتار وحشیانه هزاران تن از خلق مبارز آذربایجان در سال ۱۳۲۵ توسط رژیم شاه، در شمار یکی از وحشیانه ترین قتل عامها در تاریخ معاصر بوده و هر گز از خاطره ها فراموش نخواهد شد. «
ادامه دارد...