«قومگرایی یعنی اینکه کسی، نهادی، یا گروهی بر این باور باشد که گروه قومی او در این یا آن ویژگی، برتر و والاتر از دیگر گروههای قومی در یک جامعهی مشخص است. یا امتیاز ویژهای در آن جامعه را به درست یا نادرست، حق گروه خود بداند.»
تعریف فوق از صفحهی ۱۱۶ کتاب "«نژاد، قوم و ملت در ایران» نوشتهی آقای محمد رحمانزاده هروی (یکی از باستانگرایان عظمتطلب یا همان پانایرانیست) را به عمد آوردهایم تا خوانندگان فهیم و منصف این سطور با توجه به واقعیتهای واقعاً موجود یکصد سالهی این کشور و با توجه به تعریف بالا، قومگرایان ایران یا همان نژادپرستان را، خودشان بهتر بشناسند.
نام یکی از کتابهای آقای دکتر حمید احمدی «قومیت و قومگرایی در ایران ...» میباشد. اما دریغا حتی از یک کلمه در بارهی قومگرایان واقعی یا همان پانایرانیستها به زبان نمیآورد.
در بارهی جنبشهای ملی اقوام غیر فارس به تفصیل صحبت میکند. اما مناسب با نام کتاب و انتظار به حق خواننده اسنادی دال بر قومگرایی اقوام غیر فارس ارائه نمیدهد. انگ قومگرایی به جنبش اقوام غیر فارس و در رأس آنها ترکها برای بدنام کردنشان میباشد.
پس در آنصورت جواب سؤال «آیا جنبش ملی ترکان ایران قومگراست؟» منفیست. به زبان بولوت قاراچورلو (سهند): «من دئمیرم اوستون نژاددانام من / دئمیرم ائللریم ائللردن باشدیر ...» و به زبان پستمدرنیستی، ترکها به حاشیه رانده شده و مسکوتان میباشند که باید به متن باز گردند و صدایشان باید شنیده شود.
به زبان چارلز تیلور، ترکهای ایران با «عدم شناسایی» و «کژ شناسایی» با شکلی از سرکوب مواجهاند. در نتیجه هویتشان واژگونه و تقلیلیافته شده است. بنابراین باید حق اظهار، حفظ و گسترش هویت خویش را داشته باشند.
به زبان خودمانی، جنبش ملی ترکان ایران خواهان از میان برداشته شدن ستم ملی و تبعیضهای قومی ناروا و نیز تأمین حقوق برابر برای همهی اقوام ساکن کشور میباشد.
در آثار و سخن کدام فیلسوف سیاسی، شاعر، ادیب، مورخ، روزنامهنگار و فعالان ملی - مدنی ترک سخنی دال بر نژاد پرستی (قومگرایی) میتوان یافت؟ در اساسنامه، مرامنامه و ارگان کدامیک از احزاب برتری نژاد ترک قید شده است؟
انگ قومگرایی بر فعالان ملی - مدنی ترک به منظور حک تصویر منفی از آنان در افکار عمومی میباشد.