زبان و ادبيّات ترکی بخصوص ترکی عثمانی در درجۀ بالايي از رشد و قابليّت قرار داشت، تا آنجا كه در دوران اخير و مقارن با زندگي آقاي قزويني ادبيّات تركي استانبولي موجبات دلهره و نگراني كساني چون محمّدعلی فروغي، عبدالرحمان سيف آزاد و محمود افشار را فراهم آورد تا آنجا كه یکی از ایشان؛ یعنی، سیف آزاد گفت:
« بايد معارف، فكر و روح و زبان ايراني را در تمام زواياي اين خاك بماند و به واسطة مدارس تازه و كافي جوانان اين قطعه را بدون اتلاف وقت حاضر كند و حتّي مدارس ابتدايي اناث و ذكور، معلّمات و معلّمين قابل از ايالات فارسيزبان ايران بهكار وادارد و اگر در اداي اين تكليف مهمّ ؛يعني، تزكيه و تعليم نفوس، غفلت رود؛ راه تركيگري را به هيچ وجه نميتوان گرفت و ادبيّات جديد و اشعار و رمانهاي دلنواز تركي همچنين كتابهاي بيشمار علمي كه در پنجاه سال اخير در اين زبان تأليف شدهاند؛ فضاي آذربايجان را خواهند پر كرد و آنگاه ديگر آب رفته به جوي نخواهد برگشت. » (دیوان عارف قزوینی، ص 388)
کاملاً روشن است که از نظر این گروه آذربایجانی با زبان و فرهنگ فعلی خود ایرانی محسوب نمی شود و لازم است به یاری معلّمین و معلّمات فارس زبان مردم آذربایجان تحت تزکیه و تعلیم نفوس قرار گیرند و آنگاه با آموختن زبان ایرانی؛ یعنی، فارسی شرایط لازم برای ایرانی بودن را احراز کنند!!
اؤلدور منی