یوخاری

فتنه داشناکسیون

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto

در مورد پیدایش حزب داشناک و تاریخ جنایات این حزب باید کمی بیشتر به عقب برگردیم.

میر محسن نواب ساکن وقت شوشا یک سید عامی باسواد نسبی بود او کتابچه ای با نام تواریخ منازعات مسلمانان و ارامنه قفقاز یا قاراباغ نوشته است.

اینجانب این کتاب را به فارسی ترجمه کردم متاسفانه ترجمه از دستم خارج و تا حدودی غیر قابل دسترسی است به این احتمال که این ترجمه توسط انتشارات نور منتشر شود که ظاهرا چنین نشد.

در این کتاب از درگیریهای اوائل قرن بیستم حدود سالهای 1905 -6 همزمان با مبارزات و پیروزی مشروطه خواهی ایران ارامنه قفقاز چندین بار بر علیه آذربایجانیها به نیت اخراج مسلمانان از منطقه قاراباغ و در مرحله بعد مبارزه با روس وارد جنگ تمار عیار شدند و در چندین نوبتشکست خوردند. آنها بعد از هر بار شکست با برداشتن صلیب ملتمسانه وارد مسجد شوشا شده و التماسا آشتی کردند.

در آن‌ زمان از حزب داشناک نام برده نمی شود. اما میر محسن نواب از گروههای مسلح و ستیزه جوی ارمنی با نام قیمدات یاد می کند. کلمه ای که غیر از ایشان در هیچ سند و مدرک و نوشته ای دیده نشده است.

مورخین و صاحبنظران احتمال می دهند میر محسن در مورد این کلمه اشتباه کرده است و منظور ایشان همان داشناکسیون بوده است که به واسطه یک دختر و پسر دانشجوی ارمنی در پاریس بنیان نهاده شد. یحتمل مسیحیان پاریس آنها را به این امر ترغیب نموده باشند.
از بزرگی نقل شده "ملتی که تاریخ بخواند کودکانش به اندازه بزرگان و ملتی که تاریخ نخواند بزرگانش مثل کودکان می فهمند"
مساله قاراباغ نتیجه غفلت آذربایجان از تاریخ دشمنی کلیسا با اسلام و ارامنه با مسلمانان بوده است.

یک آواره آذربایجانی می گوید ما اصلا باور نمی کردیم ارامنه به دشمنان ما تبدیل شوند ما آنها را سر سفره خود می نشاندیم و برادر می دانستیم!

ببینید این هموطن همان بزرگی نیست که به اندازه کودکان می فهمد چون از تاریخ وطن بی خبر است.

این شهروند قاراباغی اگر اندک سابقه ذهنی از تاریخ یکصد ساله همان اقلیم داشت چنین اشتباهی در مورد ارامنه مرتکب می‌شد؟.
یک آذربایجانی اگر تاریخ خود را مطالعه می‌کرد خوب می‌دانست ارامنه‌ای که در گذشته به پیر سالخورده مسلمان در بیابان رحم نمی‌کرد روزی می‌رسد که کودک خردسال آذربایجانی را جلوی چشمان مادرش ذبح خواهد کرد.

شکم مادر آبستن را دریده و روی جنسیت جنین شرط‌بندی خواهند کرد.

ارامنه‌ای که اگر قاراباغ را از وجود آذربایجانی تهی کردند به طبیعت و محیط زیست آن نیز رحم نخواهند کرد.

ارامنه‌ای که هر تابستان و پاییز با آتش زدن جنگلهای آغدام و فضولی و کلبجر می‌خواهند امید رجعت به وطن خرم و سرسبز را از قلب آواره قاراباغی به در کنند.

و حال این غیرت و شرف یک آذربایجانی است که انتخاب کند آیا حاضر است این خاک مقدس آذربایجان را به سرنوشت اندلس و قدس مبتلا ببیند و یا به خود آمده و مثل شیر غران دوباره به آشیانه باز خواهد گشت و غاصبان منفور را از وطن دور خواهد کرد
انشاءالله

گؤزله بیزی وطن

تاریخ
2019.02.17 / 15:22
مولف
عبدالعزیز عظیمی قدیم
شرح لر
دیگر خبرلر

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

گونئی‌لی پداگوگ باغچه‌بان دوغوم گونودور

قادین گولرسه...

نه آغلارسان، نه سیزلارسان، بیر دردی بئش اولان کؤنلوم...

تبریز دلیلری بیزی اؤزباشینا بوراخدی... – تبریزلی یازار

تبریزلیلره آچیق مکتوب: او کیشی کیمدیر؟

هیمنیمیزه غضبیمیز واردی، میزیلدانیردیق…

ارمنی تعصبو چکه‌ن «بایقوش» آذربایجانلیلار

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla