خزرها یکی از پایاترین اقوام و دولتهای ترک در تاریخ بودند. آنسکلوپدی اسلام آنها را ادامه سابارها (سابیرها) و لاسزلو راسونی آنها را شاخه غربی گؤیترکها میداند.
آنها حدود ۸۰۰ سال حضور مستمر تاریخی داشتهاند که از دویست میلادی تا پایان هزاره اول را در برمیگیرد. موسی خورهناسی؛ مورخ قرن پنجم میلادی از سکونت خزرها در اطراف رود کور آذربایجان طی سالهای دویست میلادی خبر میدهد. دانلپ؛ نویسنده تاریخ خزران با بررسی تاریخ مسعودی حضور خزرها را در سالهای دویست میلادی بصورت یک حکومت تایید میکند. زکی ولیدی توغان در کتاب نگاهی به تاریخ عمومی ترک با بررسی متون چینی خاطرنشان میکند که دودمان ووئی در سالهای ۳۳۶ تا ۵۵۸ میلادی خود را با خزرها همزمان میدانند. آنها در سال ۵۵۲ میلادی فرمانبردار گؤیترکها شدند و بصورت حکومتی خودمختار بر آذربایجان و نواحی غربی آن سلطه یافتند. غلبه چینیها بر گؤیترکها در سال ۶۳۰ میلادی باعث استقلال و قدرت گیری خزرها و ایجاد امپراتوری چهارصد ساله آنها شد. آنها با غلبه بر ساسانیها نواحی شرقی خزر را از آن خود کردند. براساس نوشتههای دانلپ سال هشتم هجری تمامی قفقاز و آذربایجان تحت حاکمیت خزرها بود و بر اساس نوشتههای ادوارد چاوانس همزمان با نبرد ساسانی-بیزانس مناطق جنوبی دریای خزر تحت حاکمیت خزرها بود و دولت خزری از یک طرف با مسلمانان اموی-عباسی و از طرف دیگر با مسیحیان رومی در ستیز بود و برای همین در حوالی سال هشتصد میلادی به یهودیت گرویدند که کارایهای شبه جزیره کریمه (ترکهای یهودی) بازماندگان آنها هستند. همین یهودی شدن خزرها باعث شده که نویسندگان مسلمان و مسیحی متفقالقول بر آنها بتازند.
با گسترش قدرت عربهای مسلمان جنگ دویست ساله آنها با خزرها در منطقه آذربایجان آغاز شد. بنا به نوشته طبری سال ۲۲ هجری و در زمان خلیفه سوم قشون اسلام به فرماندهی سلمان بن ربیعه باهلی به آذربایجان حمله کرد. نزدیک نود سال پیروزی با مسلمانان بود ولی کشته شدن جراح بن عبداله؛ فرمانده سپاه اموی در اردبیل توسط خزرها، باعث شد که سپاه اسلام ازهمه آذربایجان عقب رانده شده و دیاربکر و موصل نیز به تصرف خزرها درآید. هفت سال بعد خلیفه هشام شکست سنگینی به خزرها تحمیل کرد و بعد از آن شکست، شصت سال پشت سرهم پیروزی با خزرها بود تا اینکه خلیفه هارونالرشید به نبرد دویست ساله خزر-عرب پایان داده پیروزی نهایی را به مسلمانان هدیه داد. بعد از هارونالرشید نزدیک چهل سال بازماندگان خزرها در مناطق مختلف آذربایجان دست به قیامهای پراکندهای زدند ولی دیگر پایتخت خزری از آنها حمایت نکرد و آنها بیشتر بصورت گروههایی که درصدد احیای دولت قبل از اسلام بودند شناخته شدند. آخرین بارقههای این قیامها نیز در زمان خلیفه معتصم تارومار شدند.
طیف گستردهای از نویسندگان هدف قیام بابک را احیای حکومتی دانستهاند که پیش از امویها و عباسیها مسلمان وجود داشته و برخی نیز بابک را بازماندگان حکومتی فرض کردهاند که درصدد بوده تا با اتکا به نبردهای جسته و گریخته والیهای منصوب خلیفه را از آذربایجان بیرون کرده و حکومت پیشین را احیا کند. تقارن زمانی آن قیام و منطقه آن، این فرض را تقویت میکند که بابک و هواداران آن را بازماندگان خزرها و تلاشی برای بدست آوردن حکومت از دست رفته آنها بدانیم.