یوخاری

مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی

مینوی برای تبیین نادرستی ادّعاهای کشورهای دیگر نسبت به برخی شخصیّت های تاریخی، علمی و فرهنگی گذشته، مثال های دیگری هم مطرح می کند و در آن مثال ها نیز اوج درماندگی خود را در معرض دید خوانندگان فهیم و منصف می گذارد:

« مثل اینست که چون انگلیسی ها دویست سالی هندوستان را مستعمرۀ خود کرده بودند؛ امروز بگویند که بودا انگلیسی بود، یا روسها بعد از تصرّف قفقازیّه مدّعی شده باشند که خاقانی و فلکی و ذوالفقار شیروانی و نظامی و ابوالعلای گنجوی شعرای فارسی زبان از نژاد روس بوده اند. به همین جهت ترکها مدّعی شدند که زردشت ترک بوده است، چون از اهل آذربایجان بوده و در آذربایجان امروز به ترکی تکلّم می شود. رودکی و نظامی عروضی هم ترک بوده اند به علّت اینکه اهل سمرقند بوده اند و در سمرقند امروزه ترک زبانان زیست می کنند و جلال الدّین بلخی مشهور به مولوی رومی هم که دیگر جای خود دارد. مگر چهل سال ساکن قونیّه نبود؟ پس ترکست دیگر! بخصوص در اشعار خود بعضی کلمات ترکی هم مثل تمغا و طغرا و سَن و بَن بکار برده است. دیگر حرفتان چیست؟ » (نقد حال, صص 142 ـ 141)

در این بخش مینوی برای ردّ انتساب شخصیّت های سرشناس گذشته به کشورهایی غیر از ایران دست به قیاس های مع الفارق می زند. مثال انگلیس و هندوستان یا روس و آذربایجان متفاوت و مغایر با آن چیزهایی بود که در سرزمین های ایران، آسیای میانه و آذربایجان به وقوع می پیوست. مردمان این سه ناحیۀ اخیر دارای پیوستگی های تاریخی، دینی، زبانی و فرهنگی بودند و می توانستند بر سر تعلّق سرمایه های علمی، فرهنگی و هنری گذشته به خود با یکدیگر چانه بزنند و این امر بدیعی نبود. آذربایجانی های این سوی ارس هم در انتساب زردشت به خود کار بدی نمی کردند.

مشهورترین قول در باب زادگاه زردشت ولادت او در غرب آذربایجان بود و ترک های آذربایجانی بر پایۀ اعتقاد به قدیم بودن ترکی در آذربایجان زردشت را نیز یک ترک آذربایجانی می شناختند و این ادّعا با اصل ایرانی بودن زردشت مغایرتی نداشت که آقای مینوی را اینگونه برآشوبد. ترک بودن مولوی نیز در سایۀ بدیهی بودن این امر چه بسا به اثباتی هم نیاز نداشته باشد. در خارج از ایران این مسئله امر پذیرفته شده ای است. حتّی در داخل ایران هم با وجود گرد و خاکی که طوایف شووینیست به راه انداخته اند؛ ترک بودن مولوی در میان بسیاری از صاحب نظران امر پذیرفته شده است و تنها از خود اشعار مولوی آثار و شواهد بسیاری که ترک بودن او را اثبات کند؛ یافت می شود و نیازی به شواهد ارائه شده از سوی به زعم ایشان پان ترکیست ها نیست. ترک دانستن شخصیّت های برخاسته از شهرهای ترک نشین هم ادّعایی نیست که بتوان به راحتی آن را رد کرد. اگر آقای مینوی و هم فکرانش عقیده دارند بخارا و سمرقند و گنجه و شیروان و تبریز و ارومیّه فارس یا سغدی زبان یا آذری زبان بوده اند؛ اکنون آن فارس ها و سغدها و آذری ها کجا رفته اند؟ شما که فارس را در منتهی الیۀ فرهنگ و تمدّن و قدرت در تمام زمینه ها و ترک را در منتهی الیۀ توحّش و بی فرهنگی و ضدّتمدّنی قرار می دهید؛ لنگ انداختن اهالی فارس زبان یا دارندگان زبانی از خانوادۀ فارسی در نواحی مورد اشاره در برابر ترکی را چگونه توجیه می کنید؟

تاریخ
2019.07.03 / 15:59
مولف
علی بابازاده
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla