بر روی دیوار بیرونی استخری شعار «شنا؛ ورزشی مفرح و بیخطر» و در داخل استخر نیز جمله «هرگونه خطر احتمالی بر عهده خود شناگر است» نوشته شده بود. فردی در مورد تناقض این دو جمله پرسید، گفتند: آن یکی سیاست خارجی است و این سیاست داخلی.
بزرگان سیاست ایران نیز چنین میکنند. آنها در شرایط صلح و ثبات برای تفاخر هم که شده ادعا میکنند که ایران دارای ماهیت تاریخی است، قدرتمند و ریشهدار است و نباید ایران را با شوروی و عراق مقایسه کرد، کشورهایی که تجزیه شدند هیچکدام تاریخ ایران را نداشتند. اما به محض بلندتر شدن فریاد نارضایتی مردمان این کشور احتمال تجزیه ایران را پیش میکشند. این بار نوبت سعید حجاریان بود تا با پیش کشیدن لولو خورخوره تجزیه ایران بخواهد مخالفان نظم فعلی را ترسانده و به آغوش خوشان بکشاند. او در گفتگویی با انصاف نیوز گفت که یکی از گزینههای آمریکا و همپیمانانش تجزیه ایران است. سال گذشته نیز جواد ظریف در جمع نمایندگان اتاق بازرگانی ایران گفته بود که هدف دشمنان نه نظام جمهوری اسلامی و نه دولت روحانی، بلکه ایران است و میخواهند ایران را نابود کنند. ابومحمد عسگرخانی؛ استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران بیست سال است که در همه میزگردها میگوید «در مورد تداوم و ماندن ایران، مثل است که میگویند "یکبار جَستی ملخک، دوبار جَستی ملخک، آخر به دستی ملخک". آیا اینکه ایران تاکنون مانده است باز هم خواهد ماند؟ اگر ایران تاکنون مانده هیچ دلیلی ندارد که از حالا به بعد هم بماند. بالکانیزاسیون کل منطقه را فراگرفته، شوروی در مرحله اول و روسیه در مرحله دوم فروپاشی هستند، عراق نیز بالفعل تجزیه شده است».
به عقیده من هر دو گزاره تداوم ازلی-ابدی ایران و احتمال تجزیه آن دورغی عامدانه و طراحی شده است. متفاوت بودن ایران با سایر کشورها دورغی است که از فرط تکرار خودشان باور کردهاند و احتمال تجزیه ایران نیز دورغ دیگری است که میخواهند آن را با تکرار به سرکوبگران ما بقبولانند.