مهندس بازرگان آیت الله خمینی و مجاهدین خلق آراسیندا اولان قارشی دورمانین مجاهدلر اوچون بیر اؤلوم و هلاکت اولدوغونو نظره آلاراق، مجاهدین خلق و مجاهدین انقلاب اسلامی-یه (مجاهدین خلقدن آیریلمیشلارا) خطاب اولاراق یازدی:
"بهر دوی شما، سازمان مجاهدین خلق و به گروهها و نهادهائیکه عنوان مکتبی اختیار کردهاید فرزند میگویم و هر دو را برادر همدیگر میدانم. برادرانی که با هم قهر هستید و سخت در نزاع و باعث مسائل بحرانی حاد برای مملکت و انقلاب.
مجاهدین خلق، شما فرزندان نهضت آزادی هستید. در سال ۱۳۴۳ که در زندان بودیم بدنیا آمدید و راه خود را پیش گرفتید، بدون آنکه از خانه فرار کرده یا اخراج شده باشید. مبانی فکری و تنظیمات اولیه را کتابها و بحث و تحلیلها و تجربیاتی که از نهضت گرفتید تشکیل میداد. اگر بعداً بلحاظ ایدئولوژی و تاکتیک فاصلهها و اختلافهائی پیش آمد و از خود شما کسانی جدا و مخالف شدند اینها مانع و منکر رابطه پدر فرزندی نمیتواند بشود...
اولاً افکار و اعتقادات اسلامی اجتماعی سیاسی همهتان مستقیماً یا با واسطه از تفسیرها، تعلیمات، کتابها و سخنرانیهای امثال طالقانی، شریعتی پدر و پسر، مطهری، دکتر سحابی و من درست شده است که همگی رسماً یا فکراً نهضتی بودیم. عقد ارادت و اخوتتان با روحانیت و با امام امت را ما بستیم.
ثانیاً چه آن جناب برادری که رئیس دولت است اعتراف (و بقول خود افتخار) به شاگردی یا فرزندی ما میکند و تا قبل از انتخاب رئیسجمهور عضو هیئت اجرائیه نهضت آزادی بود ...
نهادهائی که در گوششان چنین خواهندهاند یا چنین تصور کردهاند که دولت موقت منکر و مخالفشان بود آنها نیز اولاد ما هستند مثلاً
سپاه انقلاب را دکتر چمران مبتکر و مصمم بود و از لبنان به ایران آمد که چریک برای انقلاب درست کند و با این شرط قبول معاونت نخستوزیر در امور انقلاب را کرد و سپس دکتر یزدی اساسنامه سپاه را تنظیم نموده دولت موقت به شورای انقلاب پیشنهاد نمود.
همچنین جهاد سازندگی ابتکار و اصرار و ایجاد آقای بنی اسدی وزیر مشاور در امور اجرائی دولت موقت بود...
خلاصه آنکه هردوی شما مجاهد و مکتبی اگر مرا پدر خود ندانید و پشت کنید من شما را فرزندان خود میدانم. گوشتان را میکشم و رویتان را میبوسیم. هر دو فرزندان این آب و خاک و این انقلاب هستید. درافتادنتان با یکدیگر خانهمان را خراب میکند و میسوزاند، خودتان را بیچاره و آواره میکند و بیگانگان را همه کاره. انقلاب ما اگر جوانان برومندش چون شما را از دست دهد و از ایران ما یک لبنان سراسر خاک و خون درست کند چه چیز برایمان باقی خواهد ماند؟
بعنوان پیر خانواده که بفضل خدا هنوز توان و تمنا دارد این مطالب را با شما درمیان میگذارم و اگر به پدری قبولم دارید میخواهم که در روزنامههای مجاهد و جمهوری اسلامی درج کنید.
- وقتی هر کدام برادر دیگر را منافق، مرتجع، مزدور امپریالیسم یا توطئهگر میخوانید اشتباه میکند و نسبت بیجا بهم میدهید. زیرا که هر دو یکپارچه چه آتش و جنبش هستید و هر یک در طریق و تفکر خود یک انقلابی مخلص پرشور جانباز است.
- یکدیگر را گروهک نخوانید. مجاهدین عده قلیل نیستند و نفوذ عجیب در دختر و پسرهای دانشآموز و دانشجو و در مدارس دارند. مکتبیها نیز هم فراواناند هم فداکار، متشکل و مجهز و ستون فقرات انقلاب:
- منحرف هستید اما نه منافقید، نه مرتجع و نه مزدور، اجانب. اصلاً این چه حرفی است که هر کس با ما اختلاف داشت بجای آنکه بگوئیم در اشتباه یا خطاکار است بگوئیم مزدور دشمنان است...
اگر مجاهدین خلق التقاطی هستند معتقدات اسلامی و انقلابی خود را اصرار دارند بر مبنای اصول مارکسیسم بنا نمایند و درخت ایدئولوژی آنها ریشه مارکسیستی دارد درخت ایدئولوژی شما هم میوههای مارکسیستی دارد. زیرا که اهل قهر و انتقام و انهدام هستید که بهیچوجه با روح اسلام دمساز نیست...
- وجه اشتراک دیگر انحصاری بودنتان است. مجاهدین نیز مانند مکتبیها و تمام فرقههای متعصب مسلمان و غیرمسلمان فقط خودشان را برحق و پاک و مالک میشناسند نه تنها بلحاظ عقیده بلکه در عمل نیز اگر اختیاردار مملکت بشوید احدی را نه مشارکت میدهید و نه اجازه حیات و حرکت. ...
مجاهدین یک روز شاخ و شانه میکشند و بتلافی آن حزبالله و پاسداران بطور ناشناس یا با لباس و با شعار به آنها حمله مینمایند، به خانههای تیمی و دفاتر و مراکزشان میریزند و رحم بهیچکس نمیکنند. یک روز هم رژه سنگین و زنجیری راه انداخته زهر چشم میگیرند و به کمترین بهانه درگیریهای خونین ایجاد مینماید. مسلم بدانید که با این بازیها که از شوخی گذشته و خیلی جدی شده است راه را برای نابودی.. . (۱)