بارها نوشتهام که نوشتن از قربانی آنهم قربانی مضاعفی چون کردها برایم بسیار دشوار است. اما چه بسیار قربانیانی که تبدیل به ابزار سلطهطلبی و زیادهطلبی شدهاند.
۱. ظاهراً فرماندار پارسآباد از مهاجرت دو هزار کرد به این شهرستان برای کار ابراز نگرانی کرده است. شکی نیست که ایران ملک مشاع ما است و هیچ ایرانی را نمیتوان از منافع چنین اصلی بر حذر داشت. اما بهتر است با نگاهی از نزدیک چنین چیزی را بررسی کنیم.
۲. براساس آخرین اطلاعات من، اندازه جمعیتی برای تبدیل یک اجتماع به شهر در ایران جمعیت پنج هزار نفری است. اگر دو هزار نفر برای کارگری به یک سکونتگاه انسانی وارد شوند، با در نظر گرفتن بعد ۴ نفر برای هر خانوار ایرانی، شهرستان پارس آباد میزبان احتمالی ۸ هزار نفر میگردد.
۳. هر اجتماع کوچکی نظیر پارس آباد قطعا از چنین تغییرات جمعیتی و پیامدهای اجتماعی فرهنگی همبسته با آن دچار هراس میگردد. اینجا اصلا اهمیتی ندارد، جمعیت مهاجر کرد باشد، یا ترک تبریز یا ترک جلفا! حداقل انتظار از مدیریت منطقه ای و استانی بررسی جوانب مختلف چنین تحولاتی و ارزیابی تاثیرات اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی آن است.
۴. عبدالله مهتدی یکی از رهبران کرد معارض نظام حاکم، در اخیرترین مصاحبهی خود اعلام میدارد که در عرض ۴۸ ساعت تمام کردستان را مسلح و اجازه عرض اندام به احدی را نخواهد داد. یکی از مشکلات گفتمان جغرافیای سیاسی ایران نبود همفهمی مشترک در رابطه با کردستان و آذربایجان و ... است!! جاییکه نماینده بوکان (که در استان آذربایجان غربی واقع است) در بیانات خود حوزه انتخابیه خود را جزیی از کردستان معرفی میکند، معلوم نمیشود در ضعف حکومت مرکزی دقیقا باید کجای ایران را کردستان فهم کرده و وارد جنگ قومی نشویم؟
۵. امنیت پایدار اجتماعات فراتر از نظام های حاکم بر آنها است و در این رابطه با احدی نمیتوان از در تسامح در آمد. گواه چنین چیزی تحرکات دکتر قاسملو و حزب متبوع ایشان در شهر نقده در ابتدای انقلاب اسلامی است. گفتمان ناسیونالیستی کرد که بر پایهی اصل «هر جا کرد است، آنجا کردستان است» خود را مفصلبندی کرده است، از حقوق طبیعی شهروندان کرد کشور به مثابه ابزار ناامن سازی و توسعه طلبی ارضی توهمی خود بهره میبرد و طبیعی است که نمیتوان در این رابطه با چشم بسته به انتظار روز فاجعه نشست.
۶. رویکرد درست این است که نخبگان کرد یک بار اگر بر حقوق مشاع کردهای ایران تاکید میکنند، صدها بار خواستار توسعه کردستان هم اکنون موجود گردند. به هر اندازه که نخبه آذربایجانی بر توسعهی آذربایجان و پیرامون برای ممانعت از مهاجرت ترک ها به شهرهای پرجمعیت مرکزی در جهت توسعهی آذربایجان و کاستن از فشار اختلال در توسعه مرکز (نظیر انفجار جمعیتی شهرهایی چون تهران، کرج و اصفهان) تاکید میورزد، نخبهی کرد جای جای کردستان را رها کرده و در تبریز و مغان و ... با چراغ قوه دنبال حقوق کردی و کردستان میگردد.
۷. وقت آن است تعارف ها را کنار بگذاریم! از خاک آذربایجان کردستان در نمیآید، همچنان که از اصفهان نمیتوان ترکستان تولید کرد. چنین برنامههایی که متاسفانه در بالاترین دستگاه های تصمیم گیری دولت روحانی برای ادغام منفی آذربایجان در کشور طراحی و از طرف ایرانشهری های داخل و خارج پشتیبانی میگردد فقط به تولید هراس بیشتر در آذربایجان منجر خواهد شد.
۸. ما برای تک تک هموطنان خود فارغ از قومیت و مذهب و جنسیت خواستار توسعه، رفاه و خوشبختی هستیم و بر این باوریم که چنین چیزی با تکیه بر معیارها و قوانین دموکراتیک فراگیر سراسری هم ممکن و هم ضروری است، اما با تکیه بر تجربیات تاریخی خودمان که از اندازه برون است، با ادغام منفی خودمان که توام با یکسان سازی، درگیر سازی، تضعیف سازی و سیاست هایی از این دست است، کنار نخواهیم آمد.
۹. آنان که خیال میکنند با طراحی برنامههای پیچیده در سطوح چندگانه همهی کارتها را یکجا جمع خواهند کرد از ظرفیت بنیادی فرهنگی ما بیگانهاند. ثبات ایران و نظام حاکم بر آن مدیون آذربایجان است. آنان که در بیثبات سازی نرم و دراز مدت آن میکوشند آخرین تکیه گاه نظام توازن قوا در ایران را نشانه رفتهاند.
۱۰. چنگ زدن به فرمول های تاریخ مصرف گذشتهی کشور سازی، که با صد تاسف خواسته و ناخواسته از طرف نهادهای حاکم حمایت و پشتیبانی میشود، زمینه را برای بازی همه یا هیچی فراهم میکند که تجربهی یک دههای خاورمیانه رسیدن به «هیچ» را برایمان به تصویر در آورده است. فاعتبروا یا اولی الالباب.