یوخاری

اسامی جغرافیایی ما پُر از افسون و افسانه‌اند

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
اسامی جغرافیایی ما پُر از افسون و افسانه‌اند

لغات آغ و قارا در ترکی معانی بسیاری دارند که یکی از آنها مافوق و زیردست است.

قارا صفتی برای عوام الناس و طبقه پایین جامعه است که در عباراتی مانند قاراخالق، قاراجماعت، قارایاخا، قاراباش، قاراقوشون، قاراقول دیده می‌شود و به کسی که از میان توده مردم و طبقه عوام به حکومت و سروری رسیده باشد قاراخان گفته‌اند.

لغت آغ نیز به معنی بالانشین و صفتی برای خواص، اشراف و افراد شاخص بود.

محمود کاشغری در دیوان الغات الترک، آغ و آغماق را بالارفتن و صعود معنی کرده و جمله «او داغا آغدی» را به عنوان شاهد آورده است. این لغت بعدها در ادبیات عرفانی بیشتر به مفهوم عروج، معراج و صعود عرفانی بکار رفته، بطوریکه نسیمی می‌گوید: لؤوحِ ایخلاص ائیله‌دینسه کؤنلونو ای متقی, کُرّهِ رحمانه آغدین، گئتدین عرشِ آللاهی گؤر.

کتاب دده‌قورقوت نیز که از نظر زبانی مابین کاشغری و نسیمی است به هر دوی این معانی نظر دارد. این کتاب در وصف جشن‌ اوغوزها می‌نویسد که شیپورهای طلایی و بُرنزی آغریلدی (بالا برده شد) و سالور قازان بعد از اسارت پسرش آغیلماغیم گؤیده ایکن یئره اندی (کرسی من در حالیکه در آسمان‌ها بود به زمین افتاد) می‌گوید.

اسامی جغرافیایی ما پُر از افسون و افسانه‌اند. بالاتر از روستای لووان که در دفاتر رسمی لیقوان نوشته شده و بیشتر بخاطر پنیرش شهره است قله آغداغ قرار دارد. در سمت جنوبی این قله و در محدوده مراغه درویش‌داغی واقع شده و منطقه مسطح بین این دو قله آغ‌یورد نام دارد. کمی آن طرفتر از درویش‌داغی و در محدوده اوجان، قوچ‌گؤلوداغی یا همان کمال‌داغی جای گرفته است.
می‌گویند آغداغ در گذشته مکان مقدسی بوده که آغ‌درویش (قطب دراویش) به همراه دوازده قارادرویش برای عروج و صعود به گؤک تانری (خدای آسمان) به آنجا می‌آمد. مریدان در آغ‌یورد چادر می‌زدند و تنها دراویش به درویش‌داغی صعود می‌کردند.

می‌گویند همگان صعود آغ‌درویش را به کوه می‌دیدند ولی کسی بازگشتش را ندید. او شاید از آنجا عروج کرده بود. در رمان سیحیربازلار دره‌سی بعد از آنکه فقیهان آغ‌درویش را تکفیر کردند، او به همراه دوازده قارادرویش به قله‌ای صعود کرده و در آنجا به انتحار جمعی دست زد. در آن رمان کسی آغ‌درویش را نمی‌شناسد و او مستتر در وجود یکی از دراویش است. در کتاب دده‌قورقوت نیز بارها از دادن نذری به قارادرویش سخن به میان آمده ولی کسی آغ‌درویش را ندیده است. مریدانی که در آغ‌یورد منتظر قطب خود بودند رفتنش را دیدند و بازگشتش را ندیدند. برخی از آنها در دامنه قوچ‌گؤلوداغی به چلّه نشستند تا آنجا محل کمال آنها (کمال‌داغی) باشد.

تاریخ
2020.06.17 / 11:14
مولف
Axar.az
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla