یوخاری

از عبرتهای تاریخ

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
از عبرتهای تاریخ

این سلسله های حکومتی ایران به پایان خود که نزدیک میگردند با صد زبان، آثار زوال خود را نشان میدهد در راس اکثر سلسله ها، یک نابغه نظامی قرار دارد و در پایان شان یک نازپرورده حرمسرا و بیمار که نای حرکت ندارد...!

در راس سلسله صفوی، نابغه ای چون شاه اسماعیلِ قرار داشت که در چهارده سالگی با نبوغ خود، شاه ایران شد اما در تهِ سلسله، شاه سلطان حسین قرار داشت غرق در خرافات و تجمل و عیاشی!...

شاه اسماعیلِ نابغه که در اجرای عدالت و دادخواهی بین مردمِ، مو از ماست میکشید و شبها با لباس درویشی به قهوه خانه ها میرفت به محض اینکه خبردار میشد مالی بزور از کسی ستانده شده تا اعاده کامل مال به صاحبش،خواب بر چشمش نمی آمد(روضة الأنوار عباسي...ص170)اما به میزانی که به آخر همین سلسله میرسیم شاهان، دور از دسترسِ مردم میگردند! در ته این سلسله، شاه سلطان حسین از آنچه حتی در پایتختش اصفهان میگذشت خبر نداشت.

هنگامیکه لشکریان محمودافغان که بقول نویسنده فارسنامه ناصری«مشتى رجّاله افغان كون برهنه!»( فارسنامه ناصری...ص159)به نزدیکیهای اصفهان رسیدند پنج هزار زنان حرمسرای شاه سلطان حسین به دورش حلقه زده با هزارگونه چاپلوسى میگفتند که برای دفع دشمن«هريك نذر كرده‌ايم كه شلّه ‌زردى بپزيم ..و به چهل فقير بدهيم و دشمنانت را منهزم و متفرّق بكنيم....»!

و پس از شکست لشکریان شاه سلطان حسین، رفتارش تماشایی و بسی عبرت انگیز بود: پیرمردی شصت ساله و فربه با عمری خوشگذرانی و عیاشی، پشت سر محمود 21ساله راه افتاده و او را وارد کاخهای مختلف و رنگارنگ صفوی میکند تا یک به یک کلیدهای کاخها را به او بسپارد! تا ثروت عظیم سلسله دويست و بيست ساله صفویان را تحویل او دهد اما عبرت انگیزترین بخش غنیمت ها،ضبط حرمسرای شاه صفوی بود که بالغ بر چهارصد زن بود که محمود افغان بین افسران قشون خود تقسیم نمود...!

اما آغاز و پایان قاجاری ها از این نیز گویاتر و عبرت انگیزتر بود: در راس آن طبق معمول، یک نابغه بی رحم قرار داشت که قدرت را که در ایران، پس از مرگ کریم خان،بی صاحب افتاده بود با تمام زیرکی و مهارتش قاپیده بود اما به پایان این سلسله که نزدیک میشویم به هزار نشانه، پایان و زوال سلسله را میبینیم...

هنگامیکه مشروطه خواهان تهران را فتح کردند و محمدعلی شاه به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده شد وضعیت مفلول و اسف انگیز شاه را عمّه‌ اش یعنی زن ظهیرالدّوله چنین تشریح میکند« شاه وارد شد چه شاهی! چه شاهی! ای بیچاره شاه! راستی هر کس ببیند دلش میسوزد تا چشمش به من افتاد هرچه کرد خودداری کند نتوانست بی ‌اختیار گریه کرد و گفت عمّه ‌جان دیدی چه بر سر من آوردند! ...می گفت: فکر کردم همین بهتر است بیایم به سفارت که اقلاًّ جانم و ناموسم در امان باشد حالا خیال دارم بروم روسیه. ملکه و بچه‌ ها را در ادسا میگذارم و خودم میروم. پیش امپراتور روس ببینم چه میشود...!»

مقایسه تنها ظاهر و اندام سر و ته این سلسله به اندازه کافی عبرت انگیز است: ژان گور در خصوص سيماى آغامحمدخان در سيزده سالگی اش مینويسد:

"باريك اندام و متوسط القامه بود و چشم‏هاى زيبا و جذاب و دهانى كوچك داشت. هر كس دهان كوچك و چشمان زيباى پسرك را میديد، تصور میكرد بر روح وى هوى و هوس غلبه دارد، اما وقتى آن پسر سيزده ساله كلاه را از سر برمى‏داشت و چشم بيننده بر پيشانى بلند وى مى‏ افتاد، تغيير نظر میداد و می فهميد كسى كه داراى آن پيشانى بلند است، مقهور هوى و هوس نمی شود»

اما به ته سلسله یعنی احمدشاه که می رسیم اوضاع کاملا اسف انگیز میگردد: پسرکی 12ساله را از داخل حرم به زور آوردند و بر تخت نشاندند تا شاه شود اما گریه می کرد و نمی خواست شاه شود! در آن زمانه بی رحم, بی آزار بود و همیشه پا به رکاب بود که در برود!

به هنگامیکه کریم خان درگذشت آقامحمدخان باریک اندام برای به چنگ آوردن قدرت، با نزدیکترین افراد خود فاصله شیراز تا مازندران را با اسب در سه روز پیموده بود!

اما در ته سلسله, احمدشاه 130کیلو وزن داشت بیماری های غددش باعث می شد که مدام چاق گردد و بزرگترین مشگلش این بود که اصلا نمی توانست حرکت کند! و بدنبال آن مرگ زود راس اش... و بالاتر از همه اینکه ، اصلا جاه طلب نبود، اما سیاستمداری که جاه طلب نباشد چگونه میتواند سیاستمدار باشد...؟!

پس در راس و ته سلسله های حکومتی ایران، دو تا استاد وجود دارد:

در راس سلسله, استادی زیرک، تشنه قدرت و جاه طلب...

و در ته سلسله، استاد فرار از قدرت،خسته و بیمار که مواهب مادی، تخدیرش کرده...

تاریخ
2020.06.17 / 11:52
مولف
علی مرادی
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla