یوخاری

خاطرات و خطرات: آب یا مشروب

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
خاطرات و خطرات: آب یا مشروب

نه تنها تاریخ تمامی صحنه های آدمیزاد در زندگی تکرار یک وقایع است که سناریو همان است، نقش همان است، فقط بازیگر فرق می کند و این تلّون و تفاوت فرق بازی بازیگران است.

در کتاب خاطرات و خطرات حاج مهدیقلی هدایت در خاطره ای نقل می کند.

( مستی را نزد شیخ هادی نجم آبادی ، مجتهد آوردند ، برای صدور حکم حد، شیخ هادی گفت:

هر کس بوی شراب می شناسد ، دهانش را بو کند، کسی جرات نکرد بو کند و آن مست جان به در برد .
وقتی این مطلب را خواندم ، یاد خاطره ای افتادم.

در ۳۱ شهریور ابلاغ قضائی من صادر شد، خودش یک خاطره مستقل است و روزی می نویسم وقتی وارد فرودگاه مهر آباد شدم ، فرودگاه بمباردمان شد سرتان را درد نیاورم سوم مهر ماه ۱۳۵۹ خودم را به دادسرای عمومی شهرستان اورمیه معرفی کردم و به سمت دادیاری شعبه سوم منصوب شدم ، چند روزی گذشته بود، مامورین کمیته فردی را آوردند و همراه پرونده دو بطری پر نوشابه بود که سرشان را با نایلون بسته بودند، مامور آنها را روی میز گذاشت، کمیته گزارش کرده بود ، این دو بطری حاوی مشروبات الکلی است ولی متهم اصرار داشت که انها حاوی آب هستند!

صاحبی راد منشی دادیاری بود، گفتم:

صاحبی تو فرق آب و عرق را تشخیص می دهی؟

گفت: قربانت، مرا معاف کن، در دادگستری یک نفر متخصص این کار است، رحمان دوز ایشلین یعنی رحمان درستکار، تنها فرد دادگستری است که کارش درست است و کجی در کارش نیست، مسئول آسانسور است ، طبقه اول تا ششم ، درست و مستقیم ، بدون چپ و راست !

وقتی احضار شد ، گفت :

ببخشید حاج آقا ، من حس بویائی ندارم ولی حس چشائی من بی نظیر است ، لب بزنم ، یک - دو - سه، تشخیص می دهم!

یکی را بر داشت و نایلون آن را باز کرد به دهانش برد ، مزه مزه کرد و یک قلوپ خورد، لب هایش را تکان داد، ظاهرا چیزی نفهمیده بود ، یک قلوپ دیگر و یکی دیگر، تا انتها بطری سر کشید، لب هایش را لیسید و گفت:

قربان این، آب بود، مشروب الکلی نبود، و دومی را بر داشت و درست به طریق اولی چنان کرد و نفسی راحت کشید و گفت:

قربان این دومی هم عرق نبود، آب بود الان می توانم سر کار خودم بروم؟ آسانسور الان بی صاحب است !
آن موقع مثل الان نبود، که مراجعین خود سوار اسانسور بشوند ، اگر رحمان نبود ، درب آسانسور بسته می شد!

من و مامور کمیته همینطور مات نگاه می کردیم، مامور گفت:

چه آب و چه عرق ، دیگر نیست !

تاریخ
2020.07.15 / 15:59
مولف
عیسی نظری
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla