آیا مرجع معتبری برای رسیدگی به نشر کتابهایی که با عنوان خاطرات و دست نوشتههای برخی درگذشتگان چاپ میشود وجود دارد؟ چگونه میتوان از صحت و سقم حجم انبوه مطالبی که در این گونه کتابها چپانده میشود و همیشه بعد از فوت افراد و گاهی بدون اطلاع نزدیکانشان توسط ناشران کوپنی چاپ میشود اطمینان یافت؟
غلامحسین بیگدلی استاد دانشگاه در رشته زبان و ادبیات آذربایجان بود. در همه سالهای حیاتش ممنوعیت سفت و سختی در خصوص نشر آن دسته از کتابهایش که در زمینه ادبیات و به زبان ترکی بود به آثار او اعمال میشد. بطوری که نتوانست برای هفده جلد کتابش در زمینه ادبیات در ایران مجوز دریافت کند و همه آنها را در باکو منتشر کرد. بعد از مرگش مرکز تاریخ شفاهی به گردآوری خاطرات او پرداخت و سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران کتابی با عنوان «از کاخهای شاه تا زندانهای سیبری» مشتمل بر خاطرات غلامحسین از دوران کودکی تا کهنسالی را منتشر کرد.
کتاب با پیشگفتاری ترسناک آغاز میشود که در آن بیگدلی با گفتن اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله از اینکه دوباره به کیش اسلام، آیین یکتاپرستی و دین مقدس نیاکانش باز میگردد تشکر میکند. این پیشگفتار بیانگر چیست؟ غلامحسین بیگدلی در این کتاب فردی مخالف قاجار، مخالف پهلوی، مخالف شوروی، مخالف انگلیس، مخالف حزب توده، مخالف فرقه دموکرات آذربایجان و دوستدار جمهوری اسلامی است. با این تفاسیر چرا کتابهای او در جمهوری آذربایجان منتشر شدند؟
در قسمت یادداشت ناشر کتاب ادعا شده است که خود بیگدلی در سال 1373 به مرکز تاریخ شفاهی ایران مراجعه کرده است و این مراجعه به چندین جلسه مصاحبه، گفتوگو و ضبط خاطرات منجر شد. اما مستند سازی مطالب، ویراستاری و کتاب سازی و انتشار آن به درازا کشید و بیگدلی در 1377 درگذشت و کتاب در سال 1388 به چاپ رسید. در پیشگفتار و موخره کتاب از زبان بیگدلی چنین آمده است: ای کاش انقلاب اسلامی رهایی بخش ما از استبداد و سلطه بیگانگان در آن سالها برپا میشد و ما با بیداری به بیراهه نمیرفتیم. ای کاش خمینی زودتر اسلام واقعی را به ما معرفی میکرد و نمیگذاشت به کژراهه الحاد برویم. خوشحالم که انقلاب اسلامی پیروز شد و مردم از قیمومیت نظام پهلوی رهایی یافتند.