حتما می دانید که فعلا در بازار تمامی کالاها رشد صعودی دارند به غیر از محصول سیر که سیر نزولی دارد . و از هر کشاورزی ساده دل بپرسید دلیل آن چیست ،خواهد گفت هرچه خدا داده برکت است.
اکنون به یک تجربه شخصی خود اشاره می کنم .مدت های مدیدی است که دنبال یک باب خانه متوسط برای خرید می گردم اما انگشت روی هر ساختمان متوسط بگذارید ، کمتر از دویست میلیون تومان پیدا نمی کنید ، خوب من چه بگویم ، انتظار دارید بگویم این هم خواست خداوند است .نمی دانم این چه منطقی است که دلال مفت خور مملکت ،پول مردم را به جیب می زند، از آن طرف دولت نیز هیچ نظارتی ندارد ،و در این وسط، من تنها در مقابل این اژدهای هزار سر ،و خداوند بی زبانی که جای دلال نشانده شده است . حقیقتا چنین روانشناسی اجتماعی دلالان را در هیچ دانشگاهی نه تدریس می کنند و نه استادی برای آن یافت می شود.
امروز هرکسی به بازار پارس آباد سری بزند و به زارعان اطراف شهر نگاه کند ،تضاد طبقاتی و فکری را خواهد دید . کشاورز بدبخت با آن دست های پینه بسته در فکر زیان محصول کار خود است و دلالی که لقب حاج آقا و کربلایی را با خود می کشد در بهترین خانه ها نشسته و با هیچ دغدغهای در فکر انداختن سفره افطار برای ذخیره آخرت خود است . و مطابق معمول نیز در صف اول نماز خود را جزو السابقون قرار داده است.
اگر بخواهید برای ضیافت و پذیرایی میهمان خود میوه ای بخرید،می دانید و می بیند که قیمت میوه سر به فلک کشیده است . اما تا دو ماه دیگر صبر کنید ،هیچ مشکلی نخواهید داشت . زیرا به محض برداشت میوه هلو ، سیب ، آلو و آلوچه ، همین قیمت ها به پایین ترین سطح قیمت نزول خواهد کرد . در این کشور برای زارعان حق حیات ،همان زندگی با اعمال شاقه است ،اداره جهاد کشاورزی هیچ حمایتی در تثبیت قیمت محصولات کشاورزی و باغی نمی کند ، اداره آب فقط منتظر پایان شش ماهه اول و دوم است ،تا پول هنگفتی را به جیب بزند و تماشا کند. دلال نیز منتظر است تا محصول کشاورز به بار بیاید و روی دستش بماند و مجبور به فروش با قیمت مورد خواست وی کند. و این سیکل معیوب اقتصادی هر سال تکرار می شود ، و مزد آن برد که کار نکرد و رنج نبرد ،.