یوخاری

مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی ۲۱

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
مجتبی مینوی ناسیونالیسم فارسی گرا و زبان ترکی ۲۱

اینها تنها مواضعی نیستند که مجتبی مینوی نیّات نژادپرستانۀ خود را آشکار می سازد. او در کتاب «فردوسی و شعر او» نیز مجال های دیگری برای ابراز تمایلات نژادپرستانۀ خود فراهم می آورد و این بار به جای عرب نوبت تفاخر نژادی به ترک فرارسیده است. او ترکان آناتولی را به خاطر اعلام وفاداری به زبان و فرهنگ خود، مورد نکوهش قرار داده و جاری بودن خون های متعدّد و نه خون ترکی در رگ های ایشان را به آنها گوشزد می کند:

« کسانی که از خون ترکی در عرق ایشان چیز کمی یافت می شود؛ بزور می خواهند خود را ترک قلمداد کنند، فقط به این علّت که زبان ترکی بر ایشان تحمیل شده است. » (کتاب فردوسی و شعر او، ص27)

در این بند چند نکته خودنمایی می کند: نکتۀ اوّل نداشتن یا به تعبیر مینوی کم داشتن خون ترکی در رگ های مردم ترک آناتولی است. نکتۀ دوم تحمیل شدن زبان ترکی بر مردم آن سامان است و نکتۀ سوم شاید ضرورت نابودی زبان ترکی در آناتولی یا لااقل کمرنگ شدن آن در کشور ترکیّه امروزی باشد.

نکتۀ اوّل بر هیچ سند تاریخی استوار نیست. در ایران و عثمانی که از جملۀ چهار راه های تاریخ و از مراکز عمدۀ گذر و مهاجرت اقوام گوناگون بوده است؛ حرف زدن از خلوص نژادی، یا تعیین نوع و میزان خون جاری در رگ های مردم فعلی این سرزمین ها یا مشخّص کردن بیشینه و کمینۀ این خون ها متضمّن هیچ فایده ای نیست؛ بخصوص که هیچ تلازمی بین خون و نژاد با زبان رایج در میان قومی وجود ندارد.

نکتۀ دوم این است که معتقدان تحمیل ترکی مدّعی هستند در جایی از تاریخ، زبان ترکی به آذربایجان و آناتولی تحمیل شده است. آنها در ایران گاهی این اتّفاق را به زمان سلجوقیان، گاهی ایلخانیان، گاهی صفویه و گاه پس از آن مربوط می دانند، ولی خود بهتر از همه می دانند هیچ سند تاریخی معتبری برای اثبات ادعای خود ندارند و به خاطر همین است که می کوشند این خلأ دلیل و سند را از طریق «تکرار صدبارۀ ادّعا» پُر کنند. گویا در نظر آنها تکرار ادّعای بی پایه می تواند در گذر زمان تبدیل به «دلیل و سند» شود! این نگاه معیوب و مغرضانه می خواهد بر پایۀ همان ادعای «تحمیل ترکی در گذشته» دو حکم اساسی صادر کند. حکم اوّل بر ضرورت تضعیف موقعیّت زبان ترکی در ترکیّه و حکم دوم بر ضرورت «نابودی ترکی و تحمیل سیستماتیک فارسی در آینده و حال» برای ترک های ایران دلالت می کند.

نکتۀ سوم هم به تضعیف و در نهایت نابودی یک کشور ترک در مجاورت ایران تأکید دارد و به طور تلویحی ترک های آذربایجان ایران را هم مشمول این تضعیف و نابودی می گرداند. این اعتقاد به «استوار کردن پایه های وحدت ملّی قوم خود» به وسیلۀ ترویج زبان فارسی و محو و نابودی زبان های لابد «اقوام غیر خودی» می پردازد. اصطلاح «وحدت ملی قوم خود» اصطلاحی پارادوکسیکال است. چرا که اگر غرض، وحدت ملی است که این وحدت، جز با احترام به حقوق تمامی اقوام ملّت ایران (اعم از فارس و ترک و عرب و بلوچ و ...) حاصل نمی شود و اگر به معنای تفوّق قوم فارس و محو و نابودی فرهنگی و زبانی اقوام دیگر است، بهتر است نام آن را نه «وحدت ملی»، که «ستیز ملّی» یا به تعبیر جلال آل احمد «نقار ملّی» بگذاریم.

تاریخ
2019.05.23 / 14:43
مولف
علی بابازاده
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla