#قسمت_اول
سیر تاریخی حرکت تورک(تورکچولوک) یا حرکت ملی آذربایجان و تقابل فارس و تورک در جغرافیای ایران به اعتقاد جمع کثیری از صاحب نظران از زمان سلسله قاجاریه شروع شده و در آن مقطع زمانی نیز وجود داشته و رفته رفته این رویارویی شدت گرفته به عبارتی دیگر تقابل فارسگرایان و تلاش آنان برای نفوذ به دربار سلاطین تورک قاجار از آن زمان در جریان بوده است. از اشخاص دارای شعور ملی تورک میتوان به محمد تقی خان پسیان و قیام او در خراسان، به علی لاهوتی و قیام او در تبریز، و از همه مهم تر به اقبال السلطنه ماکویی اشاره کرد. که رضاخان بعد از کودتای انگلیسی و تصاحب و تثبیت قدرت مطلقه و دیکتاتوری خود به سراغ تک تک آنان رفته یا اشخاصی را در جهت سرکوبیشان فرستاد.
اقبال السلطنه ماکویی کسی بود که بخاطر داشتن عشیره ای اسم رسم دار خدمات زیادی را در جهت حفظ و حراست قسمتهایی از مرزهای آذربایجان به حکومت و کشورش کرده بود. اسلاف و عقبه اقبال السلطنه از زمان حکومت تورک صفویه عهده دار نگه داری سرحدات مملکت بودند و در زمان جنگهای ایران و روسیه در زمان فتحعلی شاه نقش مهمی را ایفا کرده بودند. سرکوبی اقبال السلطنه توسط رضاخان قلدر باعث #تضعیف_نسبی_تورکان در غرب آذربایجان و #قدرت_یابی_اکراد گردید. کاری که هدف غائی و استراتژی رژیم منحوس پهلوی بود تا اکراد را در مقابل آذربایجانیها علم کنند و در مقابل یکدیگر قرار دهند.
و متاسفانه این سیاست شوم انگلیسی همچنان نیز در غرب آذربایجان تداوم داشته و دارد. و دستهای پنهان و آشکاری درصدد هستند که اکراد غرب آذربایحان را در تقابل با تورکهای آذربایجان قرار دهند. و استان اورمیه خواندنهای مکرر استان آذربابجانغربی، توسط رئیس جمهور روحانی و استانداران سابق و کنونی را در تداوم سیاستهای فوق میتوان خوانش کرده و تفسیر کرد.
و اما در مقابل چنین افراد دارای #شعور_ملی_تورک افرادی نیز بودند که به دربار سلاطین قاجار نفوذ کرده بودند تا تفکرات و ایدههای شوونیستی خود را تحت لوای احیای عظمت و شکوه ایران باستان که متعلق به ایران قبل از اسلام میباشد به پیش ببرند. از اولین و مهمترین چهرههای ایرانگرا و باستانگرا میتوان به #میرزا_آقاخان_کرمانی اشاره کرد. میرزا آقاخان کرمانی تحت تاثیرات و تفکرات ناسیونالیست ایرانگرایی چون میرزا فتحعلی آخوند زاده که هویت باخته ای بیش نبود، تورکی بود که شعور ملی تورک را به همراه نداشت همانند امثال کسرویها، دست زد به پرداختن و ایجاد ایدئولوژی ملی ایران که در واقع همان #فارس_گرایی و احیای قدرت برای فارسها و نابودی سلسله تورک قاجاریه بود که این نیت را پنهانی تحت نام صوری ایرانگرایی به پیش میبرد.
میرزا آقاخان کرمانی زبان را به عنوان یکی از معیارهای شناسایی درجه مدنیت و فرهنگ هر قوم و نیز به عنوان یکی از ارکان ناسیونالیسم مورد تاکید قرار داد. و در اهمیت آن نیز چنین نوشت : قوام ملت به قوام زبان است و مقصود از ملت، امتی است که به یک زبان سخن میگویند، قومی که زبانش محو گردد قومیت خود را بر باد میدهد. میرزا آقاخان کرمانی یکی از پیشقراولان ناسیونالیسم افراطی از نوع پارسی_ایرانی بود. چرا که هر چند خود به وضوح اذعان میدارد که قوام و بقای ملت به قوام و بقای زبان آن ملت است ولی خود او و همکرانش هیچ اهمیتی به زبان دیگر ملل و اقوام ساکن در ایران قائل نبودند که هیچ، بلکه با تمام قدرت برای از بین بردن زبان دیگر اقوام تلاش میکردند. آقایان میرزا آقاخان کرمانی و همفکرانش میگفتند که : روح اجتماعی ایران نیرو گیرد و قدرت تحرک یابد تا نهضتهای اجتماعی پدید آید. یعنی ایران بار دیگر احیا گردد و حکومت های از دست رفته فارسی تاسیس شوند.
با توجه به نظریه ناسیونالیستی او منظور ایشان از ایران همان پرشین باستانی است چرا که زبان میرزایان همان زبان دیوانسالاران دوران بعد از فتحعلی شاه است والا پروژه ملت سازی بعد از کودتای رضاخان شروع شده است. امثال میرزا آقاخان کرمانی به خوبی میدانستند که برای به وجود آوردن ملت دلخواهشان بایستی ابتدا #دولتی_شوونیستی روی کار آورد تا بتوان همان ملت مورد نظر را نیز با کمک آن دولت به وجود آورده و ایجاد کرد(همان سیاست یکسانسازی). و آن دولت نیز همان دولت کودتایی و دست نشانده انگلیس بود تا با ملت سازی جعلی خود این ایده ها را عملی ساخته و پیاده کند. چرا که وجود حکومتهای تورک قاجار و عثمانی بر علیه منافع استعماری بریتانیا بود و بایستی برچیده میشد. در قسمت دوم به تداوم این روند و سیر تاریخی اشاره خواهد شد.