خاطرات هر کس چه به عنوان فرد و چه حزب و دسته و گروه ، تاریخ شفاهی و حتا نوشته یک ملت است.
در عصر اطلاعات یک نقل و یک روایت از ماجرا است مدتی پیش من خاطراتی از افراد را در هفته نامه ای مطالعه میکردم قبل از اینکه نقل خاطره باشد، نشان ورود افراد بدون صلاحیت در این ماجرا بود ، طرف بیکار بوده ، رفته به تهران برای کار ، کار پیدا نکرده است گفته بروم حضرت امام را پیدا کنم و با ایشان انقلاب کنیم ، متوجه شده که امام را تبعید کرده اند و او هم گفته حالا که اینجوری شد و امام نیست من رفتم مسجد هدایت تا با اقای طالقانی انقلاب کنیم!
این انقلابی ما ، نمی داند که انقلاب را نمی کنند ، چون انقلاب یک پروژه نیست در پروژه شما می روید کلنگ می زنید و یک مدرسه و یا مسجد می سازید اما انقلاب یک پروسه است نه اغاز و نه انجام و سرانجام مشخصی دارد ، کسی که چنان ادعایی به عنوان خاطره و یا تاریخ دارد ، معلوم می شود، اصلا نمی داند ماجرا چیست!
پس از انقلاب ، کار گردانی بی سواد از امر انقلاب ، با استفاده از فیروز از سیاهی لشکر های ان دوره با عنوان مجاهد فیلم می سازد ، این مجاهد کل
لشکر و ساواک و گارد و نیروی انتظامی را یک تنه الاخون - بالاخون می کند در متن فیلم گوینده می گوید مبارزه از سال ۱۳۴۲ زیر زمینی می شود و برای اینکه این امر در فیلم هم نشان داده شود ارتیست یا همان فیروز از طبقه دوم ساختمان به زیر زمین ساختمان نقل مکان می کند ، فهم کارگردان از زیر زمینی شدن مبارزه ، این بوده که لابد مجاهدین و یا چریک ها فقط در زیر زمین مبارزه می کنند!
یا بعضی ها ان وقایع را با عینک امروزی خود قضاوت می کنند ، مثلا طرف می گفت: شما که از فلان کس خاطره می گویید، باید بنویسید شهید بزرگوار و نه اسم او را، گفتم برادر ان موقع و ان زمان شهید بزرگوار نبود ، باهم کارگری میکردیم، حتا معلوم نبود که شهید بزرگوار می شوند.
خاطره نویسی صداقت می خواهد، من همواره در این خاطرات و خطرات شهر اورمیه و رضائیه را اشتباه می نویسم چون هم قبلا اورمیه بوده و بعد هم که رضائیه شده باز مردم ما از ان استفاده میکردند و به خصوص پس از ان نیز در تظاهرات خیابانی و قبل از انقلاب به اورمیه تغییر یافت. خاطرات جای تسویه حساب سیاسی و یا شخصی نیست ، در خاطرات باید یک عنصر ثبت شده و یا عنصری زنده که بتواند در صورت لزوم به عنوان شاهد و گواه از وی رونمایی شود.
وقتی بی بی سی و یا اقای بهنود از سی خرداد می گوید، همان داستان فیلم فارسی ( فیروز ) در مجاهد است وقایع سی خرداد در شامگاه اتفاق افتاده است و اقای بهنود تا پاشنه کفش خود را بکشد، شب می شود وقایع بعدی، اتفاقات چند روز اینده و بعد ان روز است و ماجرای نقل ایت الله لاهوتی و پسرش وحید که چند ماه بعد اتفاق افتاده نمی تواند در ان روز واقعه پیش امده باشد خاطرات به عنوان وقایع اتفاق افتاده، یک داربست جدا و تفکر امروزی اقای مثلا بهنود و یا سازگارا یک تفکر و داربست جداگانه ای است، تفسیر و نقل امروزی از وقایع انقلاب ، دقیقا درست به ضد خود بدل می شود ، در همین موضوع اغاز درگیری بین نیرو های انقلاب و ضد انقلاب را همین سازگارا و برخی اصلاح طلبان امروزی که در ان زمان تند روهای انقلاب بودند، اغاز و انجام داده اند، اما طوری نقل خاطره می کنند که گویا ایشان از بدو تولد، اصلاح طلب بوده و دستش الوده هیچ خونی و یا بدی نیست!
بدون نقد خود و بدون نقد گذشته، بدون صداقت و بدون یک بی طرفی به گذشته خاطرات مخدوش می شود .