باتصمیم سران وسیاست گذاران نظام«تومان» که به سال ۱۳۰۸ توسط رضاخان پهلوی به «ریال»تغییر یافته بود بالاخره «پول» رایج کشور شد و رسما بر جای سابق خود بازگشت!
هر چند از دوران پهلوی«ریال» جای «تومان قاجار» بسان «نظام سیاسی پهلوی» که «نظام سیاسی قاجار» را غصب کرده بود اما ریال هیچگاه نتوانست وارد مبادلات و ادبیات محاوره ای وداد وستدی در بازار گردد وهمچنان این «تومان قاجار» بود که حکمرانی میکرد نه «ریال پهلوی»!
حال «ریال» علنا از ارزشگذاری پول رسمی حذف گردید!و پرونده ی ۸۱ ساله ی ریال در کشور بسته شد.
...
چندی پیش دو تا رای توسط «دیوان عدالت اداری» به نفع دو وکیل آزربایجانی با محکومیت وزارت آموزش و پرورش با موضوع «چاپ کتب درسی به زبان ترکی» و «تدریس وتحصیل به زبان ترکی» در مدارس کشور صادر گردید!
همچنین چند روز پیش هم در روز معلم، بیانیه ای از سوی «شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران» که تقریبا تشکلی درون حاکمیتی هست، صادر گردید که در آن بیانیه بر «حق زبان مادری» تأکید شده بود.
اینها حکایت از سیگنالهای مثبت حاکمیت بر جنبش هویت طلبی و تحول خواهی ترکان در کشور است.
جملگی میدانیم که پیشنهاد تغییر نام پول ایران از «ریال» به «پارسه» از سوی دولتمردان ایرانشهری به شورای پول واقتصاد داده شده بود وتقریبا بیشتر مراحل تصویب را نیزگذرانده بود که یکباره این نام با تصویب «تومان» به جای ریال کنار گذارده شد.
این تصمیم ومصوبه ی اخیر سران کشور در تصویب تومان به عنوان ارزش پول کشور و همچنین «صدور آرای دیوان عدالت اداری» کشور و بیانیه ی تشکل «شورای هماهنگی صنفی فرهنگیان ایران » مبنی بر به رسمیت شناختن «حق زبان مادری» ضربه ی مهلک بر اعتقادات شونیستی و فاشیستی پان ایرانیست ها و ایرانشهریها و محفل آذری هاست و رشته وپنبه کردن بافته ها ویافته های صدساله ی این قماش وشخم زدن کاشته های شبانه روزی شان بود.
این تصمیمات حاکمان از یک سوی که نتیجه ی زحمات و فشارهای فعالان مدنی ترک میباشد از دیگر سوی به نظر میرسد عقلای حاکمیت دوام کشور ونظام را در آشتی با طیف اکثریت اجتماعی وسیاسی کشور دانسته اند!
این تصمیم را به فال نیک گرفته و امید آن داریم این روند تداوم داشته باشد. چرا که ترکها از نگاههای ابزاری و وعده های دروغ دولتمردان در چند دهه ی اخیر خسته اند و امیدواریم این تصمیمات در حد فریب افکار عمومی نبوده و این «تغییرات عدالت محور» به یک روند متداول و مداوم بدل گردد...
این تغییر رفتار حاکمان بعد از صد سال محرومیت ترکها از اکثر حقوق مدنی و سیاسی و اجتماعی وفرهنگی و اقتصادی...یک امر حیاتی و ضروری و لازم هست. اما کافی نیست!
«رسمیت یافتن زبان ترکی» در کشور و گنجاندن این امر در«متن اصلی قانون اساسی» و «راه اندازی شبکه های تلویزیونی و رادیویی ونشریات سراسری» در کشور و «برگرداندن اسامی اصلی تغییر یافته ی شهرها و روستا ها بعد از سرکار آمدن پهلوی ها تا به امروز و دایر کردن مدارس به زبان ترکی در سراسر کشور بخاطر گستردگی شهروندان ترک تبار وترک زبان در سراسر کشور وعفو وبخشودگی وآزادی زندانیان سیاسی ومدنی آزربایجان و اعطای «حقوق وآزادی های مدنی» برتمامی شهروندان کشور، فارغ از نژاد وتبار آنها و برچیدن تخم کل تبعیض های قومی وملیِ اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در کشور در این شرایط امری ضروری مینمایاند و میتواند وحدت ملی را تقویت نموده وجان تازه ای بر حیات سیاسی نظام ببخشد...
در شرایط کنونی امروز، نظام و کشور به یک سری تحولات بنیادی نیازمند است،تا دیر نشده است باید به این تحولات تن دهند، شاید فردا دیر باشد...
اگر دیر جنبیده شود «زرتشتی گری و باستان گرایی وسلطنت طلبی» کشور ونظام را به فروپاشی خواهند کشاند...