در نگاه به گذشته عبرت بزرگترین سرمایه است که می توان دریافت نمود،حال و آینده تکرار مکانیکی گذشته نیست اما تکرار خلوص یافته گذشته هست.
زندگی و حیات کار خود را می کند مهم آن است که ما از چه زاویه ای به آن می نگریم .تقریبا بیشتر ما یا از گذشته خبری نداریم یا اگر داشته باشیم درسی برای آموختن نداریم . فاجعه جلولوق و سلماس، خوی گذشته نه چندان دور ماست و فاجعه سولدوز و خوجالی درس تازه خوانده ما هستند. در یک صد و اند سال اخیر ما تقریبا پیروزی بزرگ و قابل توجه نداشتیم ،انچه بوده حرکتی مقطعی و کوتاه مدت برای باز شناخت خویش بوده و بس. حافظه کوتاه مدت به درد کوچه و بازار می خورد مهم شناخت با مقیاس وسیع است و گرنه بقال کوچه هم می داند دیروز شیر و ماست را به چند فروخته است.
آینده آذربایجان و نسل بعدی چه خواهد شد سخن این است . ما نیاز کافی برای کسانی داریم که بنویسند نه آنکه گوش کنند. زیرا نوشتن ذهن را به چالش می کشاند اما گوش دادن صرف فقط انسان را منفعل می کند .برای نوشتن سواد کافی لازم است اما برای گوش دادن صرفا جهل کافی . باید به این مسئله مهم نگاه کرد که آینده را چه کسانی خواهند ساخت ما خواهیم ساخت یا کرد و ارمنی ؟ باید به این اندیشه پرداخت که این سرزمین مال چه کسی بوده و چه کسانی روی آن و صاحب آن خواهند بود. آنچه تا به امروز بوده یک باخت تمام عیار است زیرا تورکان نه تنها حکومت را از دست داده اند بلکه بخشی از سرزمین خود را به دیگران واگذار کردند. و اکنون در وضعیت بودن و نبودن قرار گرفته اند و تمامی این بلاها ناشی از جهل عامه و خودفروختگی روشنفکران مانقورت شده بوده است ،
ما زمان برای تکرار تاریخ نداریم زیرا پایان تاریخ برای ما فرا رسیده است یا می میریم و محو می شویم یا می ایستیم و از حقانیت خود دفاع می کنیم . تاریخ نشان داده که ملتی به سرفرازی می رسد که از خود نبوغ شکستن تابوها را داشته است این تابوها همان منعی برای اندیشیدن وعدم پاره کردن تکرار مکرر تاریخ بوده است. پس موضوع ما یعنی آنچه هست جهل است و جهل نیز به قول مولای رومی سخت گیری و تعصب خامی است تا جنینی کار خون آشامی است اذهان رها شده از جهل و دام تنیده شده وقتی واقعیت ها را به عریان ببینند از وجود آن به وحشت می افتند،اما خود را از دشواریها و حرمان های که نصیب وی شده می رهانند.
آذربایجان در مجادله تاریخی خود می بایست پیروز شود و برای همیشه به دشمنان خود یک « نه بزرگ » تاریخی بگوید این تنها بازمانده کلماتی است که می تواند به رهایی وی بینجامد .این رهایی به معنای برهم خوردن تعادل کشور ایران نیست بلکه می بایست افتخار گذشته تاریخ چندین هزارساله خود را به اثبات برساند .