حس علاقهمندی به سرزمین و دولت خویش که به صورت فداکاری در راه حفظ تمامیت ارضی، احترام به نمادهای ملی اعم از پرچم ملی، سرود ملی و ... تجلی پیدا میکند تعهد ملی نامیده میشود. چنین شخصی منافع ملی را در اولویت قرار داده و به منافع شخصی خویش ترجیح میدهد.
تعهد ملی را در کشورهای کثیرالملهای میتوان یافت که قانونگذاری و اجراء آن بر مبنای عدالت و مساوات باشد و یا به بیان دیگر در توزیع منابع و ارزشها مساوات و عدالت رعایت گردد. در کشور کثیرالملهای که زبان ملتی خاص زبان مدارس عمومی، مجالس قانونگذاری و ... گردد تداوم فرهنگ، عرف و ... آن ملت تضمین خواهد شد و در عین حال با حاشیهرانی زبان ملل دیگر خواه ناخواه فرهنگشان راه نابودی تدریجی را در پیش خواهد گرفت.
با وجود چنین نابرابری و ستم ملی آیا میتوان از ملل تحت ستم انتظار تعهد ملی داشت؟
در دوران پیشامدرن که انسان رعیت شاه و فئودالها بود فقط وظیفه و تکلیف داشت. صفت بارز وی اطاعت بود. اما در دوران مدرنیته انسان رعیت به انسان شهروند تغییر پیدا کرد که همراه با تکلیف، حقوق و آگاهی از حقوق خویش هم دارد.
یکی از اولیهترین و در عین حال طبیعیترین حق هر انسان تحصیل و آموزش به زبان مادری میباشد. اجبار شخص به تحصیل غیر زبان مادری نه تنها باعث نابودی زبان و فرهنگش خواهد شد بلکه عین تحقیر وی است.
از چنین انسانی نه تنها انتظار تعهد ملی انتظار بیجایی خواهد بود بلکه هر لحظه احتمال شورش و عصیانش وجود دارد.
بنابراین آنان که با بهانهی حفظ انسجام ملی مانع تحصیل به زبان مادری میشوند دانسته یا ندانسته دیر یا زود تیشه به ریشهی انسجام ملی خواهند زد. بهترین و در عین حال کمهزینهترین راه حفظ انسجام ملی تأمین حقوق برابر برای همهی ملل ساکن در کشور کثیرالمله است.